ترجمه قرآن (قمشه‌ای)/حجر

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو


ترجمه قرآن , مترجم مهدی محیی‌الدین الهی قمشه‌ای
سوره حجر
از وبگاه تنزیل و نرم‌افزار جامع تفاسیر نور

متن اصلی: سورة الحجر در ویکی‌نبشته عربی


به نام خداوند بخشنده مهربان‏

الر (اسرار این حروف نزد خدا و رسول است) این است آیات کتاب خدا و قرآنی که (راه حق و باطل را) روشن و آشکار می‏گرداند. (۱)

کافران (چون چشم حقیقت بین بگشایند) ای بسا آرزو کنند که کاش مسلم و خداپرست بودند. (۲)

(ای رسول ما) این کافران (لجوج) را واگذار تا به خورد و خواب طبیعت و لذات حیوانی سرگرم باشند و آمال و اوهام دنیوی آنان را غافل گرداند، پس (نتیجه این کامرانی بیهوده را) به زودی خواهند یافت. (۳)

و ما هیچ ملک و ملتی را هلاک نکردیم جز به هنگامی معین. (۴)

هیچ قومی از اجل خود (از آن‌چه در علم حق معین است یک لحظه) پس و پیش نخواهند افتاد. (۵)

و کافران گفتند: ای کسی که (مدعی آنی که) قرآن از جانب خدا بر تو نازل شده تو (به عقیده ما) محققاً دیوانه‌ای. (۶)

اگر راست می‏گویی (و بر تو فرشتگان خدا نازل می‏شوند) چرا فرشتگان را نزد ما نمی‌آری؟ (۷)

ما فرشتگان را جز به حق (و حکمت و مصلحت) نمی‏فرستیم، و آن گاه که بفرستیم دیگر کافران مهلتی نخواهند یافت. (۸)

البته ما قرآن را بر تو نازل کردیم و ما هم آن را محققاً محفوظ خواهیم داشت. (۹)

و ما پیش از تو هم رسولانی بر امم سالفه فرستادیم. (۱۰)

و هیچ رسولی بر آن مردم نمی‏آمد جز آن‌که به استهزای او می‏پرداختند. (۱۱)

این گونه ما قرآن را (روشن) در دل زشتکاران وارد سازیم، (۱۲)

لیکن به آن ایمان نمی‏آورند، و البته عادت امم سابقه هم (مانند امت تو بر همین انکار و استهزا نسبت به رسولان و کتب آسمانی) گذشت. (۱۳)

و اگر ما بر این کافران امتت دری از آسمان بگشاییم تا دائم بر آسمان‌ها عروج (یا فرشتگان بر آن‌ها نزول) کنند، (۱۴)

باز هم خواهند گفت: چشمان ما را فرو بسته‏اند، بلکه در ما سحر و جادویی به کار برده‏اند. (۱۵)

و همانا ما در آسمان کاخ‌های بلند برافراشتیم و بر چشم بینایان عالم آن کاخ‌ها را به زیب و زیور بیاراستیم. (۱۶)

و آن را از (دستبرد) هر شیطان مردودی محفوظ داشتیم. (۱۷)

لیکن هر شیطانی برای سرقت سمع (یعنی برای دزدیدن و دریافتن سخن فرشتگان عالم بالا) به آسمان نزدیک شود تیر شهاب و شعله آسمانی او را تعقیب کند. (۱۸)

و زمین را هم ما بگستردیم و در آن کوه‏های عظیم بر نهادیم و در آن از هر گیاه و هر نبات مناسب و موافق حکمت و عنایت برویانیدیم. (۱۹)

و در این زمین هم لوازم معاش و زندگانی شما را مهیا کردیم و هم بر سایر حیوانات که شما به آن‌ها روزی نمی‏دهید قوت و غذا فراهم ساختیم. (۲۰)

و هیچ چیز در عالم نیست جز آن‌که منبع و خزانه آن نزد ماست ولی ما از آن بر عالم خلق الّا به قدر معین (که مصلحت است) فرو نمی‏فرستیم. (۲۱)

و ما بادهای باردارکننده (رحم طبیعت) را فرستادیم، آن گاه باران را از آسمان فرود آوردیم تا به آن آب، شما را سیراب گردانیدیم و گر نه شما نمی‏توانستید آب‌هایی (برای وقت حاجت خود در هر جای زمین از کوه و دره و بیابان و صحرا) منبع ساخته و جاری سازید. (۲۲)

و محققاً ماییم که زنده می‏کنیم و می‏میرانیم و وارث (همه خلق که فانی می‏شوند) ما هستیم. (۲۳)

و البته ما به همه گذشتگان و آیندگان شما آگاهی کامل داریم. (۲۴)

و البته خدای تو همه خلایق را در قیامت محشور خواهد کرد، که کار او از روی علم و حکمت است. (۲۵)

و همانا ما انسان را از گل و لای کهنه متغیر بیافریدیم. (۲۶)

و طایفه دیوان را پیشتر از آتش گدازنده، خلق کردیم. (۲۷)

و (یاد آر) آن گاه که پروردگارت به فرشتگان عالم اظهار فرمود که من بشری از ماده گل و لای کهنه متغیر، خلق خواهم کرد. (۲۸)

پس چون آن (عنصر) را معتدل بیارایم و در آن از روح خویش بدمم همه (از جهت حرمت و عظمت آن روح الهی) بر او سجده کنید. (۲۹)

پس همه فرشتگان سجده کردند. (۳۰)

مگر ابلیس که از همراهی با سجده کنندگان امتناع ورزید. (۳۱)

خدا فرمود که ای شیطان، برای چه تو با ساجدان عالم سر فرود نیاوردی؟ (۳۲)

شیطان پاسخ داد که من هرگز به بشری که از گل و لای کهنه متغیر خلقت کرده‏ای سجده نخواهم کرد. (۳۳)

خدا هم (به او قهر و عتاب) فرمود که از صف ساجدان (و از بهشت مطیعان) خارج شود که تو رانده درگاه ما شدی. (۳۴)

و لعنت ما تا روز جزا بر تو محقق و حتمی گردید. (۳۵)

شیطان از خدا درخواست کرد که پروردگارا، پس مرا تا روز قیامت که خلق مبعوث می‏شوند مهلت و طول عمر عطا فرما. (۳۶)

خدا فرمود: آری تو را مهلت خواهد بود. (۳۷)

تا به وقت معین و روز معلوم (شاید مرا تا قیامت یا نفخه صور اول یا ظهور دولت ولی عصر یا ظهور حکومت عقل انسان بر نفس و هوای او باشد). (۳۸)

شیطان گفت: خدایا، چنان که مرا به گمراهی و هلاکت کشاندی من نیز در زمین (هر باطلی را) در نظر فرزندان آدم جلوه می‏دهم (تا از یاد تو غافل شوند) و همه آن‌ها را به گمراهی و هلاکت خواهم کشاند. (۳۹)

به جز بندگان پاک و برگزیده تو را. (۴۰)

خدا فرمود: همین (اخلاص و پاکی سریرت) راه مستقیم به (درگاه رضای) من است. (۴۱)

و هرگز تو را بر بندگان (برگزیده) من تسلط و غلبه نخواهد بود لیکن اقتدار و سلطه تو بر مردم گمراهی است که پیرو تو شوند. (۴۲)

و البته وعده‏گاه جمیع آن مردم گمراه نیز آتش دوزخ خواهد بود. (۴۳)

که آن دوزخ را هفت در است که هر دری برای ورود دسته‏ای از گمراهان معین گردیده است. (۴۴)

البته اهل تقوا در باغ‌ها و نهرهای جاری خواهند بود. (۴۵)

(به آن‌ها خطاب شود که) شما با درود و سلام و با کمال ایمنی و احترام به بهشت ابد وارد شوید. (۴۶)

و ما آیینه‌ی دل‌های پاک آن‌ها را از کدورت کینه و حسد و هر خلق ناپسند به کلی پاک و پاکیزه ساختیم و همه برادروار روبروی یکدیگر بر تخت‌های عزت بنشینند. (۴۷)

در حالتی که هیچ رنج و زحمت در آن جا به آن‌ها نرسد و هرگز از آن بهشت ابد بیرونشان نکنند. (۴۸)

(ای رسول ما) بندگان مرا آگاه ساز که من بسیار آمرزنده و مهربانم. (۴۹)

و نیز عذاب من بسیار سخت و دردناک است. (۵۰)

و هم بندگانم را از حکایت (فرشتگان) مهمانان ابراهیم آگاه ساز. (۵۱)

که چون آن مهمانان بر ابراهیم وارد شدند و بر او سلام دادند ابراهیم (مضطرب شده) گفت: ما از شما (که بدون اذن و بی‏موقع بر ما در آمدید) بیمناکیم. (۵۲)

فرشتگان گفتند: هیچ مترس که ما آمده‏ایم تو را به پسری دانا بشارت دهیم. (۵۳)

ابراهیم گفت: آیا مرا در این سن پیری مژده فرزند می‏دهید؟ نشانه این مژده چیست؟ (۵۴)

گفتند: ما تو را به حق و حقیقت بشارت دادیم و تو هرگز نومید مباش. (۵۵)

ابراهیم گفت: به جز مردم گمراه چه کسی از لطف خدای خود نومید می‏شود؟ (۵۶)

آن گاه ابراهیم پرسش کرد که ای رسولان حق، باز گویید که بر چه کار مبعوث شده‏اید؟ (۵۷)

فرشتگان پاسخ دادند که ما بر هلاک قومی زشتکار فرستاده شده‏ایم. (۵۸)

(که آن قوم مجرم لوطند که به جرم عمل بد هلاک شوند) مگر اهل بیت لوط که همه آن‌ها را از بلا نجات خواهیم داد. (۵۹)

جز زن لوط که آن هم (چون با بدان همدست است) چنین مقرر داشتیم که از بازماندگان باشد (و با زشتکاران هلاک شود). (۶۰)

و چون فرشتگان بر لوط و خانواده او وارد شدند. (۶۱)

لوط با فرشتگان گفت: شما اشخاصی ناآشنایید! (۶۲)

فرشتگان پاسخ دادند که ما بر انجام چیزی (یعنی وعده عذاب) که قومت در آن به شک و انکار بودند فرستاده شدیم. (۶۳)

و به حق و راستی به سوی تو آمده‏ایم و آن‌چه گوییم صدق محض است. (۶۴)

پس تو ای لوط، خانواده‏ات را در پاسی از شب از این دیار بیرون بر و خود از پی آنان روانه شو و هیچ یک از شما باز پس ننگرد بلکه بدان سو که مأمورید به سرعت روان شوید. (۶۵)

و بر او این فرمان را وحی کردیم که قومت تا آخرین افراد، صبحگاه هلاک می‏شوند. (۶۶)

و (در آن شب که فرشتگان به شکل جوان‌های زیبا به خانه لوط در آمدند) قوم لوط آگاه شده خوشحال (به خیال کامرانی به خانه او) آمدند. (۶۷)

لوط به قوم خود گفت: این جوانان در منزل من مهمانند، مرا شرمسار مکنید. (۶۸)

و از خدا بترسید و مرا خجل مگردانید. (۶۹)

قوم گفتند: مگر ما تو را از (میزبانی و حمایت) عالمیان منع نکردیم؟ (۷۰)

لوط به قوم خود گفت: من این دخترانم را به نکاح شما می‏دهم تا اگر خیال عملی دارید انجام دهید. (۷۱)

(ای محمد) به جان تو قسم که این مردم دنیا همیشه مست شهوات نفسانی و به حیرت و غفلت و گمراهی خواهند بود. (۷۲)

باری، قوم لوط هنگام طلوع آفتاب به صیحه‌ی آسمانی همه هلاک شدند. (۷۳)

و شهر و دیار آن‌ها را زیر و زبر ساخته و آن قوم را سنگباران عذاب کردیم. (۷۴)

و در این عذاب هوشمندان را عبرت و بصیرت بسیار است. (۷۵)

و این ویرانه اکنون بر سر راهی است بر قرار. (۷۶)

همانا در این عقوبت بدکاران عالم، اهل ایمان را آیت و عبرتی است. (۷۷)

و اهل شهر ایکه (قوم شعیب) هم بسیار مردم ستمکاری بودند. (۷۸)

آن‌ها را نیز به کیفر رسانیدیم، و این هر دو شهر (یعنی شهر سدوم و ایکه یا مدین که دیار قوم لوط و شعیب بود، برای اهل اعتبار) بر رهگذری آشکار قرار دارند. (۷۹)

و اصحاب حجر (قوم صالح) هم رسولان را به کلی تکذیب کردند. (۸۰)

و از آیاتی که ما بر آنان فرستادیم رو گردانیدند. (۸۱)

و در کوه‏ها منزل می‏ساختند تا از خطر ایمن باشند. (۸۲)

پس صبحگاهی صیحه عذاب (قهر ما) همه آن‌ها را نابود کرد. (۸۳)

و به فراز کوه با همه ذخائر و ثروت از هلاک ایمن نگردیدند. (۸۴)

و ما آسمان‌ها و زمین و هر چه را که در بین آن‌هاست جز به حق (و برای مقصودی صحیح و حکمتی بزرگ) خلق نکرده‏ایم، و البته ساعت قیامت (که غرض و مقصود اصلی خلقت شماست) خواهد آمد، اکنون تو (ای رسول ما، از این منکران) نیکو در گذر (یعنی با خُلق خوش آن‌ها را به حق دعوت کن و اگر نپذیرند دلتنگ مباش). (۸۵)

محققاً پروردگار تو آفریننده دانایی است (که بی‏مقصود خلق را نیافریده، البته هر کسی به نتیجه عملش خواهد رسید). (۸۶)

(ای محمد) همانا هفت آیت با ثنا (و دعا که قسمت بین خدا و عبد شده و در هر نماز دو بار خوانده می‏شود، یعنی سوره حمد) و این قرآن با عظمت را بر تو فرستادیم. (۸۷)

تو به این ناقابل متاع دنیوی که به طایفه‏ای از مردم کافر دادیم البته چشم مدوز و بر اینان اندوه مخور و اهل ایمان را زیر پر و بال خود گیر (و با کمال حسن خلق بپروران). (۸۸)

و بگو: من همان رسولم که برای اندرز و ترسانیدن (خلق از عذاب قهر خدا) با دلیلی روشن آمده‏ام. (۸۹)

آن گونه عذابی که بر کسانی که آیات خدا را قسمت کردند (یعنی یهود و نصاری) نازل نمودیم. (۹۰)

آنان که قرآن را (به میل خود و غرض فاسد خویش) جزء جزء و پاره پاره کردند (بعضی را قبول و بعضی را رد کردند). (۹۱)

قسم به خدای تو که از همه‌ی آن‌ها سخت مؤاخذه خواهیم کرد. (۹۲)

از آن‌چه می‏کرده‏اند. (۹۳)

پس تو آشکارا آن‌چه مأموری (به خلق) برسان و از مشرکان روی بگردان. (۹۴)

همانا ما تو را از شر استهزاکنندگان محفوظ نمودیم. (۹۵)

آنان که با خدای یکتا خدایی دیگر قرار دهند، پس به زودی خواهند دانست. (۹۶)

و ما محققاً می‏دانیم که تو از آن‌چه امت (در طعنه و تکذیب تو) می‏گویند سخت دلتنگ می‏شوی. (۹۷)

پس به ذکر اوصاف کمال پروردگارت تسبیح گو و از نمازگزاران باش (تا به یاد خدا شاد خاطر شوی). (۹۸)

و دائم به پرستش خدای خود مشغول باش تا یقین (ساعت مرگ و هنگام لقای ما) بر تو فرا رسد. (۹۹)