پرش به محتوا

برگه:YekChahVaDoChaleh.pdf/۵۱

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.
یک چاه و دو چاله /۵۴
 


«ارزیابی شتابزده» را در آورده بودم سال ۴۳ که مجموعۀ هجده مقاله است در نقد ادب و اجتماع و هنر و سیاست معاصر، که در تبریز چاپ شد. و پیش از آن نیز قصۀ «نون والقلم» را -سال ۱۳۴۰- که به سنت قصه گویی شرقی است و در آن چون و چرای شکست نهضتهای چپ معاصر را برای فرار از مزاحمت سانسور در یك دورۀ تاریخی گذاشته‌ام و وارسیده.

آخرین کار‌هایی که کرده‌ام یکی ترجمۀ «کرگدن» اوژن یونسکو است – سال ۴۵ – و انتشار متن کامل ترجمۀ «عبور از خط» ارنست یونگر که به تقریر دکتر محمود هو من برای «کیهان ماه» تهیه شده بود و دو فصلش همانجا در آمده بود. و همین روز‌ها از چاپ « نفرین زمین » فارغ شده‌ام که سر گذشت معلم دهی است در طول نه ماه از یك سال و آنچه بر او و اهل ده می‌گذرد. به قصد گفتن آخرین حرف‌ها در بارۀ آب و کشت و زمین و لمسی که وابستگی اقتصادی به کمپانی از آنها کرده و اغتشاشی که ناچار رخ داده و نیز به قصد ارزیابی دیگری خلاف اعتقاد عوام سیاستمداران و حکومت از قضیۀ فروش املاک که به اسم اصلاحات ارضی جاش زده‌اند.

پس از این باید « دمت و خیانت روشنفکران را برای چاپ آماده کنم که مال سال ۴۳ است و اکنون دستکاریهایی می‌خواهد. و بعد باید ترجمۀ «تشنگی و گشنگی» یونسکو را تمام کنم و بعد بپردازم به از نو نوشتن «سنگی برگوری» که قصه‌ای است در باب عقیم بودن و بعد بپردازم به اتمام «نسل جدید» که قصۀ دیگری است از نسل دیگری که من خود یکیش … و می‌بینی که تنها آن بازرگان نیست که به جزیرۀ کیش شی ترا به حجرۀ خویش خواند و چه مایه مالیخولیا که به سر داشت…

دیماه ۱۳۴۶