برگه:Tavalludi Digar - Farogh Farrukhzad.pdf/۲۹

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.


روی خاک ایستاده‌ام

با تنم که مثل ساقهٔ گیاه

باد و آفتاب و آب را

میمکد که زندگی کند

 
 

بارور ز میل

بارور ز درد

روی خاک ایستاده‌ام

تا ستاره‌ها ستایشم کنند

تا نسیم‌ها نوازشم کنند

 
 

* *

 
 


از دریچه‌ام نگاه میکنم

جز طنین یک ترانه نیستم

جاودانه نیستم

۱۷
روی خاک