ذکر مراجعت خاقان مغفور به دارالخلافهٔ تهران و حکایاتی که مناسب است به آن اوقات
سابقاً مذکور شد که بعد از آنکه این دعاگوی دولت قصبهٔ سالیان را متصرف شد و حسین قلیخان شایخانلو را با عریضه و سرودیل به خدمت خاقان مغفور فرستاد در این اوقات حسین قلیخان به اردوی معلی رسیده خاقان مغفور چون میل مراجعت داشتند رؤس روس را که حسین قلیخان برده بود به میان اردو بازار ریخته و نقاره و طبل شادمانی زده خلعت و نشان برای این دعاگوی دولت شاهی مرحمت فرموده پس از دو روز طبل رحیل کوبیده روانهٔ دارالخلافهٔ تهران شدند. این دعاگوی دولت شاهی در قصبهٔ سالیان نشسته بود که به خط مبارک پادشاه مرحوم که از قراجه داغ به سرافرازی این دعاگو ارسال فرموده بودند اخبارات شکست گچلر و از دست رفتن قلعهٔ عباس آباد را مستحضر شده فرمایش فرموده بودند که این دعاگوی دولت شاهی با این احوال که در طرف خوی واقع شده مصلحت نیست که در ولایت مخالف بنشیند این دعاگوی دولت نیز به فرمایش پادشاه مرحوم طبل رحیل کوبیده و قصبهٔ سالیان را بالمره کوچانیده به قصبهٔ لنکران فرستاده و خود عازم اردبیل شد و سلیمانخان سرتیپ را با دو فوج شقاقی روانهٔ قلعه تبریز نمود و خود وارد قلعهٔ اردبیل شده و معلوم نمود که اردوی خاقان مغفور قریب به قصبهٔ محال سراب رسیده عرایض فرستاده برای محافظت قلعهٔ اردبیل لشکریان معتمد خواست و خاقان مغفور نیز ششصد نفر از جانبازان نظام نهاوند را با دویست نفر تفنگچی محال نائین برای حفظ قلعهٔ اردبیل فرستاده مقرر فرمودند که امورات قلعهٔ تبریز را رکنالدوله منتظم کرده به آصفالدوله و به میرزا محمدخان لاریجانی که از معتمدین خاقان مغفور بود سپرده شود و ایشان نیز به تبریز رفته قریب به هشت هزار نفر از سرباز آذربایجان و تفنگچی مازندران و عراق در قلعهٔ تبریز گذاشته و دوازده هزار نفر از مجاهدین تبریز و محالات سان دیده و اطمینان پیدا کرده رکنالدوله از تبریز روانهٔ اردوی خاقان مغفور شد و خاقان مغفور نیز به آهستگی طی مسافت نموده وارد دارالخلافه شدند و در این سال در ممالک محروسه حسین علیمیرزا در شیراز و حسنعلیمیرزا در خراسان و عباس قلیمیرزا ولد ابراهیمخان قاجار در کرمان و