طرف مشغول به حفظ قراباغ بودند صدمات بزرگ زده ایشان را مضطرب و متزلزل میداشتند و از طرف اردبیل این دعاگوی دولت شاهی افواج نظام شقاقی را مرتب داشته و غلام تفنگچیان عرب را با قدری از توپچیان نظام به حفظ قلعهٔ اردبیل گماشته با چهار عراده توپ و دو هزار سوار شاهیسون اردبیل و خلخال و موصلانلو و شاطرانلو را برداشته تا به آدینه بازار طالش رفته و از آنجا میر حسنخان را با سواره و پیادهٔ طالش احضار نموده قرار داد که در منزل گوگ تپه و همیشه رود مغان به اردو ملحق شود، او نیز با چهار پنج هزار سوار و پیادهٔ طالش در منزل گوگ تپه به اردو ملحق شده پس از اجتماع این لشکر محقق و معین شد که روسیه زیاده از بیست خروار آرد از حاجی ترخان با کشتیها به قصبهٔ سالیان آوردهاند و از آنجا با کرجیهای بزرگ از رودخانهٔ کر همه جا کشیده به رودخانهٔ ارس میاندازند و از ارس تا موضعی که موسوم به ساری قمیش است کشیده که در آنجا جمعیتی از صالدات نشستهاند و از آنجا با عراده و چاروا کشیده به اردوی ژنرال بسقویچ و سایر اردوهای خود میرسانند و محقق شد که در قصبهٔ سالیان زیاده از دو پلک صالدات و چهار پنج عراده توپ نمیباشد.
خوانین طالش و ریشسفیدانی که در اردو بودند چنان صلاح دیدند که به قدر پنجاه شصت فروند ناو و کرجی از قصبهٔ لنکران شب تفنگچیان طالش از کنار دریای خزر کشیده به قزل آغاج رسانند و در آنجا روز پنهان ساخته شب دیگر به میان رودخانهٔ کر انداخته در کنار دتکه که دو فرسخ از قصبهٔ سالیان پایینتر و محل صیادان ماهی و حال کسی در آنجا نمیباشد رسانده منتظر رسیدن این اردو به کنار آب باشند و چون از منزل گوگ تپه و همیشهرود تا قصبهٔ سالیان قریب به ده فرسنگ راه و همه جا صحرای مغان کشیده شده است و آب در این ده فرسنگ راه پیدا نمیشود و روسیه را از رسیدن این لشکر خبری نیست مصلحت چنان دیدند که یک دو ساعت به غروب مانده از این منزل آب برداشته همه جا شبانه قطع مسافت نموده قریب به صبح به کرجیها و ناوهایی که از قصبهٔ لنکران میآورند رسیده سرباز و توپخانه و سوار را از آب گذرانیده بر سر قصبهٔ سالیان رفته شاید که سالیان را تصرف نموده و روسیهٔ آنجا منکوب و مخذول آیند و آذوقهٔ چنین از دست لشکر روس گرفته آید و چشمزخمی به ایشان رسانده شود و بعد از