یا بوسیله دیگر از رود میگذشتهاند[۱] گاهی نیز جسری بر روی آن بسته بوده که بجای گذرگاه کاروانیان بوده.[۲]
در زمان فتحعلی خان جسر و کشتی هم نبوده و همچون اکنون کاروانیان با کلک از روی چهاردانگه میگذشتند و خرمن عمر بسیاری از ایشان به باد بیاعتباری آن کشتی بر باد میرفت. از جمله در آن زمان گروهی از بزرگان فیلی را که به فرمان شاه روانه عربستان بودند بر کلک نشسته میخواستند از رود بگذرند و به شوشتر درآیند ناگهان در نیمه راه کلک وارونه گشته همه مردم در آب غوطه خورده نابود شدند[۳] فتحعلی خان را این حادثه سخت ناگوار افتاده همت بر آن گماشت که پلی بر روی آن رود بسازد و برای آنکه انبوهی آب و زور آن مانع از کار نباشد و معماران بتوانند پایههای پل را بر روی شادروان شاپور استوار گردانند فرمان داد که در بند میزان که گفتیم بندی بر دهنه دودانگه میباشد رخنهای پدید آورند تا زور و انبوهی آب بدان سوی برگردد این بود آن اشتباه فتحعلی خان که گفتیم سالیان دراز مایۀ گرفتاری مردم
- ↑ سید جزایری در زهرالربیع و نوادهاش در نذکر شوشتر داستانی یاد کردهاند که در روزگاران باستانی در شوشتر پلی بوده و آن پل را والریان قیصر روم ساخته بوده و چون شبیب خارجی از روی آن پل در آب افتاده غرق شد و حجاج به شوشتر دست یافت آن پل را خراب ساخت. این داستان پاک بیبنیاد است و غرق شدن شبیب در اهواز بوده نه در شوشتر و او از روی جسر به آب افتاد نه از روی پل.
- ↑ ابن بطوطه از روی جسر گذشته است.
- ↑ در سال ۱۳۰۲ شمسی که نگارنده به خوزستان رسیده بودم باز در همانجا کلکی وارونه شده شش یا هفت تن را چند تن از ایشان سپاهی بودند نابود ساخت.