خود او در نامهای که پس از انجام جنگ محمره به فرمانفرمای هندوستان نگاشته و اکنون نسخه آن در دست ماست درباره سنگربندی ایرانیان چنین مینویسد: «در کنارهای شمالی و جنوبی کارون در کنار شطالعرب سنگرهای بس استواری برای گذاردن توپها بالا آورده بودند که بیست پا کلفتی و هیجده پا بلندی آنها بود و توپهای سنگینی بالای آنها چنان جا داده بودند که همگی بالا و پائین شطالعرب و آن سوی رود را تا آنجا که در تیررس توپها بوده به زیر فرمان میگرفت. میتوان گفت که هر آنچه از دانش و آزمایش تا امروز بدست آمده اینان آن را بسته بودند تا نگذارند کشتیهای ما به آن سوی سنگرهای ایشان گذر نماید».[۱] پس چه چیز باعث شکست ایرانیان شد؟... میتوان گفت دو چیز یکی بودن خانلر میرزا و یکی نبودن ابزار کار آنچه خانلر میرزاست اگرچه او پسر عباس میرزا بوده او پسر عباس عباس میرزا بوده ولی مردی جنگ نیازموده و ترسویی بیش نبوده در روزهای نخست خود او در اهواز نشسته پسرش ابراهیم میرزا را به عنوان سردار لشکرگاه پرداخته بیش از همه شکار قرقاول میکرد و چه بسا که سرکردگان را نیز همراه میبرد سپس که خود خانلر میرزا به محمره آمد کار بدتر شده هر چه بسرکردگان پیشنهاد مینمودند جز درشتخویی پاسخی نمیشنیدند. اگر کسی گفتگویی از آراستگی سپاه انگلیس میکرد که باید بهتر از این آماده کار بود او برافروخته تندی مینمود. همیشه میگفت انگلیس چه یارایی دارد تا با ما بجنگد یا ما از او بترسیم. در سایه این نادانیهای او
- ↑ نامه اوترم در روزنامه اوقات العراق بصره چاپ نموده (سال چهارم شماره ۶۱ نیوسریز).