پرش به محتوا

برگه:Tarikhe 500 Saleh Khouzestan.pdf/۱۹۳

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

شیخ ثامر از آن سرچشمه آب می‌خورد که محمدتقی خان و دیگر سرکشان جنوب زیرا او در آن سرزمین خود سخت استوار و نیرومند بود و این زمان به گفته ناسخ‌التواریخ پانزده هزار سوار آراسته و آماده داشت و این بود که انگلیسیان او را بحال خود نگذارده به سرکشی وادارش می‌نمودند. لیارد بی‌پرده می‌نویسد که ثامر با انگلیسیان دوستی داشت و با سرکردگان کمپانی هند در کشتی‌های جنگی شط‌العرب و با نماینده ایشان در بندر بصره نامه‌نویسی‌ها می‌کرد و آنان وعده به ثامر داده بودند که اگر نیازی بیفتد از هیچگونه یاری و دستگیری به او دریغ نخواهند کرد.

ثامر فریفته این وعده‌ها گردیده با دولت ایران سرگرانی می‌نمود و چون از لشکرگاه منوچهرخان به فلاحیه برگشت از سپردن محمدتقی خان بدست دولت پشیمان گردیده از گسیل داشتن علینقی خان و دیگران خودداری نمود و با بختیاریان که در نزد او بودند و با لیارد انگلیسی که پس از ساختن کار محمدتقی خان نزد کعبیان شتافته بود به شور نشسته چنین قرار دادند که شبانه شبیخون به لشکرگاه معتمدالدوله برده محمدتقی خان را رها گردانند و شب هنگام این تدبیر خود را بکار بسته گروه انبوهی از عرب و بختیاری به ناگهان هجوم به لشکر دولت برده از شلیک تفنگ هیاهوی غریبی برپا بود و گروهی از دو سوی کشته گردید ولی به رها کردن محمدتقی خان دست نیافته نومید بازگردیدند.

این حادثه منوچهرخان نیت ثامر را دانسته به دانسر شد که سپاه بر سر فلاحیه برده ثامر را گوشمالی دهد. در این هنگام مولا فرج‌اللّه خان والی هویزه و شیخ عشیره با وی و دیگران با دسته‌های خود به