پرش به محتوا

برگه:Tarikhe 500 Saleh Khouzestan.pdf/۱۳۷

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

گریخته بود به شوشتر خواسته بازار فتنه را هرچه گرمتر ساختند و در میان شهر سنگربندی‌ها کرده به جنگ خونریزی پرداختند از آن سوی شیخ آل‌کثیر با سپاهی از عرب به یاری سید فرج‌اللّه آمده در بیرون شهر در عقیلی و دیگر روستاها ویرانی بی‌اندازه نمودند سرانجام محمدرضابیگ و میرزا عبداللّه خود را زبون دیده از در زینهارخواهی درآمدند و به شیخ آل‌کثیر پناهنده گردیدند و بدینسان فتنه بیدار شده بخوابید در تذکره می‌نویسد مدت این جنگ و کشاکش سی و سه روز و شماره کشتگان از سرشناس و گمنام هشتاد کس کمابیش بودند.

سپس نویسنده تذکره جنگ دیگری را در سال ۱۱۶۷ میانه سید فرج‌اللّه و محمد رضا نوشته هم می‌گوید: گروه بسیاری از سرشناسان و گمنامان نابود گردیدند و چون پس از این حادثه در سال ۱۱۶۹ کتاب تذکره به پایان می‌رسد دیگر خبری از کارهای شوشتر و دزفول در دست نداریم.[۱]

آمدن زکی خان به خوزستان و کشته شدن مولی مطلّب

در سال ۱۱۷۵ هنگامی که کریم‌خان در آذربایجان بود زکیخان پسر عموی او در اصفهان با بزرگان بختیاری و علی محمدخان خواهرزاده کریم‌خان که حکمران بروجرد بود همدست شده بیرق سرکشی برافراشتند و بدینسان شورش برپا کردند. کریمخان این خبر شنیده از آذربایجان به آهنگ سرکوب ایشان بیرون آمد. زکی خان و همدستانش در خود تاب ایستادگی ندیده از نادانی و سیاه‌دلی چنین تدبیر


  1. مؤلف تذکره در سال ۱۱۷۳ به درود زندگی گفته است ولی حوادث چهار سال آخر عمر خود را در تذکره نیاورده است.