سالامین بدبخت» بس مقصود غیبگو پسران زنان دشمن است و باید به بحریّه پرداخت و در آن نجات ما است.
عقیدهٔ او طرفداران زیاد یافت و اشخاصی، که عقیده داشتند هرگونه مقاومت بیهوده است و باید جلای وطن کرده بایطالیا یا جای دیگر رفت، در اقلیّت ماندند.
سابقا تمیستوکل پیشنهاد خوبی به آتنیها کرده بود، توضیح آنکه پول وافری در خزانهٔ دولت آتن از معادن لوریوم[۱] جمع شد و آتنیها خواستند آن را بین اهالی تقسیم کنند، چنانکه بهر کدام ده درخم برسد، ولی تمیستوکل مانع شده گفت این وجه را بساختن کشتیها تخصیص دهید، چه در جنگی که با اگینت[۲] ها در پیش داریم، بحریه لازم خواهد شد. آتنیها چنین کرده دویست فروند کشتی ساختند و، اگرچه این بحریه در جنگ مزبور بکار نیفتاد، ولی دولت آتن را دولت دریائی کرد. حالا این دویست فروند کشتی موجود بود و فقط میبایست بر عدّهٔ کشتیها بیفزایند. در نتیجهٔ گفتهٔ غیبگو آتنیها تصمیم کردند، که تماماً به کشتیها درآمده در دریا با بحریهٔ خشیارشا جنگ کنند و بعد با یونانیهائی، که مردانگیشان بیشتر بود، داخل مذاکرهٔ اتحاد شده قسم یاد کردند، که اختلافات درونی را کنار بگذارند.
اختلاف درونی مخصوصا بین آتنیها و اگینتها شدت داشت.
جاسوسان یونانیها در سارد
پس از آن، زمانی که خشیارشا در سارد بود، آتنیها جاسوسانی بدانجا فرستادند، تا بدانند قوهٔ شاه چیست و سفرائی به آرگس[۳]برای عقد اتّحاد و رسولانی به جزیرهٔ سیسیل نزد گلن[۴]جبّار آن گسیل داشته کمک خواستند و در همین اوان سفیری هم نیز به جزیرهٔ کرسیر[۵]و کرت[۶] فرستاده یاری طلبیدند. نتیجهٔ این مأموریتها چنین بود: (کتاب هفتم، بند ۱۴۵-۱۷۹) جاسوسانی، که بسارد برای دانستن قوهٔ پارسیها رفته بودند، گرفتار شدند، و پس از استنطاق حکم اعدام آنها صادر شد، ولی چون خبر این