پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۵۸۴

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

از کارهای داریوش در مصر یکی هم معبد بی‌نیش است، که در واحه الخرقة بنا شده بود. داریوش در این واحه ترتیب آبیاری ایران را بوسیلهٔ کاریزها به مصریها آموخت.

مصریها از این کارهای داریوش راضی شده او را یکی از فراعنهٔ بزرگ خود دانستند. هرودوت گوید (کتاب ۲، بند ۱۱۰)، که داریوش خواست مجسمه خود را در هفس‌توس[۱] در جلو مجسمهٔ سنگی سزوستریس[۲] بگذارد، ولی کاهنان مصری راضی نشده گفتند، سزوستریس، فرعون مصر، سکائیه را مطیع کرد و داریوش نتوانست این کار کند و، چون داریوش این بشنید، گفت صحیح است. راجع باین گفتهٔ هرودوت باید در نظر داشت، که موافق اطّلاعات تاریخی صحیح سزوستریس یا (رامزس دوّم) هیچ‌گاه به سکائیه لشکر نکشید، این همان فرعون است، که از سلسلهٔ نوزدهم بود، از عهدهٔ هیت‌های آسیای صغیر برنیامد و بعد، از در اتحاد و دوستی درآمده عهدی با آنها بست، که در مدخل ذکر آن گذشت (صفحهٔ ۵۱) و دیگر این گفتهٔ هرودوت با نسخهٔ مصری کتیبهٔ سوئز، که شرح آن پائین‌تر بیاید و یقیناً بدست کاهنان بلندمرتبهٔ مصر با القاب و عناوین فراعنه مصر انشاء شده، منافات دارد[۳]، بنابراین باید گفت، که کاهنان مصر از غرور ملی افسانه‌ای گفته‌اند و هرودوت آن را ضبط کرده، ولی این حکایت، با وجود اینکه اساس ندارد، باز می‌رساند، که داریوش تا چه اندازه نسبت به مصریها با رأفت بوده. محققین تاریخ این سفر داریوش را بمصر ۵۱۷ ق. م میدانند. دلیلی که این عقیده را تأیید می‌کند، قضیهٔ تلف شدن گاو مقدّس مصریها است، که در سال چهارم سلطنت داریوش روی داده. این تاریخ هم گفته‌های مصریها را تکذیب می‌کند، زیرا قشون‌کشی داریوش به سکائیه اروپائی در ۵۱۴ ق. م بود. بنابراین، چگونه مصریها می‌توانستند بگویند «سزوستریس سکائیه را تسخیر کرد و داریوش نتوانست این کار کند؟».


  1. Hefaestus.
  2. Sesostris.
  3. در این سند اسم سکائیّه برده شده.