غایب باشد، صلاح شما به عقیدهٔ من در این است، که شخصی لایق انتخاب کنید، تا آنچه را که نسبت به خدایان فریضه است، بجا آرد».
سخن کبوجیه را کوروش و کارکنان دولت پسندیدند و خدایان را به شهادت طلبیده قرارداد را پذیرفتند. اکنون هم پارسیها و شاه این قرارداد را رعایت میکنند.
پس از آن کوروش از پارس حرکت کرد و، همینکه به ماد برگشت، با رضایت پدر و مادر دختر کیاکسار را گرفت. زیبائی این دختر را هنوز هم توصیف میکنند.
بعض نویسندگان عقیده داشتند، که کوروش خالهٔ خود را ازدواج کرد، ولی در این صورت بایستی این طفل پیرزنی باشد. پس از عروسی، کوروش به گردونه نشسته حرکت کرد.
فرستادن ولات به ایالات
(کتاب ۸، فصل ۶) چون کوروش به بابل برگشت، مقتضی دید، که به ایالات مسخره ولاتی بفرستد، ولی با این شرط، که کوتوالهای قلاع و رؤساء قسمتهای هزار نفری[۱] در تحت اوامر خود او باشند. او چنین کرد، تا اگر یک والی از ثروت و کثرت دستنشاندههای خود مغرور شده بخواهد مستقل شود، قشون ایالت را در مقابل خود بیند. پس از این تصمیم، او رؤساء عمده را جمع کرد، تا به آنها بگوید، که کی بکدام ایالت میرود و با چه شرایط. او بدین عقیده بود، که، اگر از اوّل شرایط را به آنها بگوید، با رغبت دستور او را خواهند پذیرفت، ولی، اگر پس از ورود بمحل این دستورها داده شود، گمان خواهند کرد، که بواسطه بیاعتمادی میخواهند آنها را محدود کنند. وقتی که همه حاضر شدند، کوروش چنین گفت: «دوستان، ما ساخلو و کوتوال در شهرهائی، که مطیع شدهاند، گذاشتهایم. در موقع حرکت به آنها دستور دادم، که به کاری جز حفظ خندقها دخالت نکنند، من نمیتوانم آنها را منفصل کنم، زیرا مطابق امر من رفتار کردهاند، ولی بنظر من لازم است ولاتی به ایالات بفرستم، تا اهالی را اداره کنند، مالیاتها را وصول کرده حقوق ساخلو را
- ↑ Chiliarques.