خراب کرده، تعمیر کنند و وجهی، که لازم است از خزانهٔ دولت داده شود، ظروف طلا و نقره را، که بختالنصر از بیت المقدس ببابل آورده است به ملت یهود برگردانند. بر اثر فرمانهای مذکور هزاران مرد و زن و آقا و برده از ملت یهود بطرف اورشلیم روانه شدند. در اینجا لازم است توضیح شود، که بیشتر اینها مردمان فقیر بودند، زیرا اغنیای آنها، که در بابل کسب و شغلی یافته بودند، نخواستند دست از کار خود کشیده به بیت المقدس برگردند، ولی موافق فرمان کمکهائی به آنهائی، که عازم شدند، کردند. بعد از ورود به بیت المقدس یهودیها بتجدید معابد پرداختند، و لیکن بزودی نفاقی شدید بین مردمی، که در فلسطین مانده و آنهائی، که ببابل آمده بودند، پدید آمد و، مخصوصا در سر ساختن معبد جدید، اختلاف بدرجهای رسید، که باعث نگرانی کوروش شد. او در ابتدا بمطالب آنها رسیدگی میکرد، ولی عرضحالهای زیاد و متضاد، که همواره از طرفین میرسید، بالاخره او را مجبور کرد، فرمان را بعد از سه سال معلق بدارد، تا تقاضاهای طرفین برای او روشن شود. از قرار معلوم، بعد این مسئله در زمان او دیگر مطرح نشده، ولی در زمان اردشیر اوّل، داریوش دوّم و سایر شاهان هخامنشی باز احکامی صادر شد، که در جای خود بیاید. خلاصه آنکه این فرمان در زمان اردشیر دوّم کاملاً مجری گشت. راجع به ظروفی، که بامر کوروش به ملت یهود پس دادند، در کتاب عزرا باب اوّل چنین نوشته شده: «و کوروش پادشاه ظروف خانهٔ خداوند را، که نبوکدنصّر آنها را از اورشلیم آورده در خانهٔ خدایان گذاشته بود، بیرون آورد و کوروش پادشاه آنها را از دست میتردات (حالا مهرداد گویند) خزانهدار خود بیرون آورد، به ششبصّر رئیس یهودیان شمرد. عدهٔ آنها این است: سی طاس طلا، هزار طاس نقره، بیست و نه کارد، سی جام طلا، چهارصد جام نقره از قسم دوّم، هزار ظرف دیگر. تمامی ظروف طلا و نقره پنجهزار و چهارصد بود و ششبصّر همهٔ آنها را، با اسرائی که از بابل به اورشلیم میرفتند، برد».
ششبصّر حاکم فلسطین بود و او را یهودیها به اجازهٔ کوروش برای حکومت انتخاب