براه افتاد، بیاینکه او را ببیند. بالاخره آبراداتاس برگشته او را دید و گفت:
«پانتهآ، دل قوی دار، وداع کنیم و از یکدیگر جدا شویم». پس از آن خواجهسرایان و زنان پانتهآ را به عرابهاش برده در زیر چادر خواباندند. با وجود اینکه آبراداتاس و گردونه او منظرهٔ زیبا داشت، تماشای این منظره فقط وقتی سربازان را جلب کرد، که پانتهآ دور شده بود. چون نتیجه قربانی مساعد بود، کوروش صفوف قشون را بیاراست و بعد قراولهائی به فاصلههای معین از یکدیگر گماشته سرکردگان را طلبید و گفت: «نتیجه قربانی همان است، که قبل از فتح اوّل ما بود» بعد او مزایای قشون خود را از حیث مردانگی، شجاعت جنگیها، برتری اسلحه و ترتیب صفوف به خاطرها آورده گفت: «از زیادی قشون مصری نهراسید، زیرا سپرهای سربازان مزبور خیلی بزرگ و بضرر آنها است. ترتیب صفآرائی آنها (یعنی عمق صد صف) همچنان است، که عده کمی خواهند توانست جنگ کنند و، اگر گمان کنید، که با انبوه لشکر بر ما غلبه خواهند یافت، این تصوّری است بیجا، زیرا باید اوّل از عهده اسبان زرهپوش ما برآیند و اگر مقاومت کنند، چگونه میتوانند در آن واحد با سواران، اسبان و برجهای ما بجنگند.
اگر باز حاجتی دارید بگوئید، تا انجام دهم، زیرا ما همه چیز داریم. پس از آن کوروش سرداران را مرخص کرده سپرد بروند، آنچه شنیدهاند به سربازان بگویند و خودشان را لایق مقامی، که دارند نشان دهند.
حرکت کوروش
(کتاب ۷، فصل ۱) کوروش پس از دعاخوانی غذا خورد، بعد مراسم قربانی بجا آورده به اسب نشست و به قشون خود فرمان حرکت داد. اسلحهٔ تمام سپاهیان مانند اسلحهٔ کوروش بود، یعنی قبائی ارغوانیرنگ با زرهی بر تن و خودی با پر بسر داشتند. اسلحهٔ تعرّضی آنها عبارت بود از شمشیر و نیز زوبینی از چوب پستنک (غبیرا). اعضا و جوارح اسبان با سلاح دفاعی پوشیده بود. تفاوتی بین اسلحهٔ سپاهیان و خود کوروش نبود، جز از این حیث، که اسلحهٔ کوروش مانند آئینه میدرخشید، ولی اسلحهٔ سپاهیان مطلاّ بود.
وقتی که کوروش ایستاد، تا ببیند از کدام طرف باید حرکت کند، غرّش رعد