به ایران میآید همان طرز حکومت و اداره را پیش گرفته باحترام به ایرانیها مینگرد و به اندازۀ اسلوب و شیوه اداری خود را ایرانی میکند که برای بعضی از محققین جدید این عقیده حاصل میشود که تاریخ دورۀ اسکندر تاریخ ایران است نه مقدونی یا یونانی پس از آن میبینیم که اعراب وقتی که دولت ساسانی را واژگون میکنند از آنچه در ایران میبینند و مخصوصا از طرز اداره کردن ساسانیان در حیرت فرومیروند و تا زمان عبدالملک مروان هرچه اقتباس میکنند ایرانی است بعد از عبدالملک مروان باز دیری نمیگذرد که خلفای بنی عباس بدست ایرانیها سر کار میآیند و این دفعه خلافت عباسیها با برامکه بقدری شبیه دولت ساسانیان است که گوئی دورۀ ساسانی بعد از یکصد و سی سال با اشخاص جدید و مذهب اسلام و زبان عربی عود کرده پس طرز حکومت ایرانیهای قدیم و اداره کردن ملل تابعه نیز تازگی داشته و آن را آریانهای ایرانی در عالم قدیم داخل نمودهاند یک چیز دیگر هم آریانهای ایرانی در زندگی بشر داخل کردهاند و آن شیوۀ صنایع است از آنچه در این باب گفته شده روشن است که آریانهای ایرانی صنایع را از اقوام و ملل متمدنه یعنی از آسور و بابل و مصر و یونانیهای آسیای صغیر اقتباس کردند چنانکه در جای خود دیدیم و لیکن با تصدیق باین مطلب جای انکار نیست که انها چیزهائی هم در صنایع داخل نمودند اولاً ترکیب صنایع ملل متمدنۀ آن زمان و ایجاد تناسب در این ترکیب ثانیاً تصرف در چیزهائی که اقتباس کردند به حدی که بر زیبائی آن افزود مثلاً ستونسازی و عدد زیاد ستونها را از مصر اقتباس کردند و لیکن ستون ایرانی خیلی ظریفتر و زیباتر و موزونتر از ستون مصریها است سرستون به شکلی که در خرابههای تخت جمشید میبینیم اختراع ایرانی است خط میخی پارسی نیز در میان خطوط عالم قدیم که غالباً میخی بوده مقام ممتازی را داراست زیرا میبینیم که خطوط سیلابی با ایدیوگرام مبدل به خطی گردیده که بخط الفبائی نزدیک است و صدها علامت مبدل به ۴۱ علامت
برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۳۰۲۶
ظاهر