قسمت پنجم
معتقدات آریانهای ایرانی از نظر تاریخ
در خاتمه این مبحث از نظر تاریخ نمیتوان این مطلب را ناگفته گذاشت و گذشت: محققین و متتبعین بعد از غور در معتقدات مذهبی آریانهای ایرانی باین نتیجه رسیدهاند که مردمان مذکور در اعصار قبل از تاریخ ارباب انواعی را میپرستیدند و اگر هرمزدپرستی هم در معتقدات آنها داخل بوده در هر حال به مرتبه اعتقاد بیک خدا نرسیده بود ولی در قرون بعد مخصوصا در اعصار تاریخی مشاهده میشود که مذهب زرتشت به وحدت منجر و منتهی شده زیرا تمام امش سپنتان و یزتها آفریده هرمزند و از طرف دیگر اهریمن بالاخره مغلوب و تاریکی برطرف خواهد شد بعلاوه چنانکه دیدیم تیره در این مذهب پدید آمد که اهریمن را هم آفریده هرمز میدانست (گیومرثیان) بنابراین مسئلۀ پیش میآید که آیا این سیر تکاملی و ترقی در معتقدات مذهبی آریانهای ایرانی از خود آریانها یا از نفوذ و تأثیرات مذاهب خارجه بوده راجع به مذاهب خارجه اولاً باید در نظر داشت که در عهد قدیم تمام مردمان آسیای غربی و افریقای شمالی به استثنای مردم بنی اسرائیل مشرک و بتپرست بودند زیرا چنانکه از تاریخ معلوم است سومریها-اکدیها-کلدانیها-آسوریها-فنیقیها-مصریها و غیره به ارباب انواعی قائل بودند و مجسمۀ آنها را میپرستیدند و شهرها یا محلهائی را برای اقامت آنها معین کرده بودند پس ممکن نبود که این مذاهب تأثیری در ترقی مذهب گریانها داشته باشد یونانیها و رومیها هم نمیتوانستند تأثیری بنمایند