و اولاد و یا یک پیرمردی که کفالت او بعهدۀ متوفی بود لازم میشد راجع به مهریه زن اطلاعات مبسوطی نرسیده ولی معلوم است که زن از شوهرش وجهی و هدایائی دریافت میکرد و در موقع تولد اولاد نیز پدر هدیهای میداد و این هدیه در مورد پسر بیش از دختر بود ترتیبات مذکوره راجع به قبل از زمان انوشیروان است: این شاه از آنجا که بواسطه پیدایش مزدک و مذهب او اختلال بزرگی در خانوادهها روی داده بود قانونی وضع کرد که ما حصل آن این بود: ۱) اموال باید به صاحبان آنها مسترد شود و اگر عین مال از میان رفته باید غرامت آن را بپردازند ۲) زنهائی را که از شوهرانشان جدا کردهاند باید به شوهران آنها برگردانند ۳) اولاد مشکوک متعلق به خانوادهای هستند که در حین انتشار این قانون در آنجا اقامت دارند و از شخصی که پدر فرض میشود ارث میبرند در صورتی که او آنها را به اولادی شناسد ۴) اگر مردی زن بیشوهری را به عنف تصاحب کرده باید وجهی به او بدهد و پس از آن آن زن مختار است که در خانه او بماند یا بدیگری شوهر کند ۵) اطفال بیبانی و باعث در تحت قیمومت شاهنشاه میباشند و به خرج خزانه کفالت و تربیت میشوند نوشتهاند که عدۀ این نوع اطفال زیاد بود و انوشیروان از آنها نگاهداری کرد-دختران را شوهر داد و برای پسران زن گرفت پسرها بعدها دارای مشاغل دولتی شدند و بدین ترتیب طبقه مخصوصی از نجباء تشکیل شد که بواسطه حقشناسی نسبت به انوشیروان خیلی باوفا بودند.
برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۹۳۲
ظاهر