پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۹۲۶

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

بعضی از قسمتهای هند و غیره در نامه‌ها (چنانکه فردریک زارّه می‌نویسد) شاهنشاه و امپراطور همدیگر را برادر خطاب می‌کردند پادشاه ارمنستان در مکاتبات خود با بزرگ فرماندار عنوان او را هزار هزارپت دربار ایران و انیران می‌نوشت ترتیب پذیرائی سفرای خارجه در دربار ایران در اول این فصل ذکر شده چنانکه در فوق گفته شد شخصی در دربار بوده که او را در اندرزبذ می‌نامیدند یعنی تعلیم یا ترتیب‌دهنده دربار این اطلاع از منبع ارمنی بدست آمده و تصور می‌کنند که دارنده این شغل رئیس تشریفات سلطنتی بوده و مخصوصا در موقع پذیرائی سفراء دخالت تامه داشته راجع به ماهیت سیاست ساسانیان نسبت بروم لازم نیست در اینجا بطول و تفصیل قائل شویم زیرا از وقایعی که در فصل اول این باب ذکر شده این مطلب روشن و خلاصه‌اش این است: شاهان قوی ساسانی سیاست تعرضی نسبت بروم اعمال می‌کردند و چون چنین شاهانی در این سلسله زیاد بودند این سیاست تعرضی بر تمام تاریخ ساسانیان با صرف‌نظر از فاصله‌های کم‌وبیش نقش‌بست اردشیر و شاپور اول خواستند ایران آن زمان را بحدود ایران هخامنشی برسانند ولی بزودی دریافتند که اوضاع آسیای پیشین دیگرگون است و بجای بابلی‌ها و فنیقیها و غیره امپراطوری قوی روم را در پیش دارند این بود که به داشتن بین النهرین و ارمنستان و قفقازیه قانع شدند دولت روم هم که قوت ساسانیان را مشاهده کرد از ادامه جهانگیری در آسیا صرف‌نظر نموده سیاست تدافعی را پیش گرفت ولی به داشتن ارمنستان غربی و لازیکا اهمیت می‌داد تا نگذارد ایران خود را به دریای سیاه برساند تعصب فوق‌العاده مغها کمک بزرگی باین مقصود آنها نمود زیرا اصرار مغ‌ها در تعقیب مسیحی‌های ارمنستان و ایبری و لازیکا پیشرفت‌های شاهان ساسانی را در اینجاها غالباً عقیم می‌گذاشت بالاخره نتیجه این شد که ارمنستان ما بین ایران و روم تقسیم گردید و لازیکا در تصرف رومی‌ها ماند پس از آن زمانی فرارسید که ایران می‌توانست مقصود خود را