نیشابور-مرو-سرخس-هرات-زابلستان-کابل-سغد-سمرقند بخارا- فرغانه-خوارزم-سیستان-مرورود-گرگان-نیسا-بامیان-بادغیس و غیره انوشیروان تمام ایران را به چهار قسمت تقسیم کرد و چنین قسمتی از پاذگس نامیده به آنها نام جهات اربعه را داد شمالی-آواختر شرقی-خورآسان که بعد خراسان شد جنوبی-نیمروز غربی-خوروزان[۱] برای هر کدام از پاذگسها نایبالسلطنۀ معین شده بود که موسوم به پاذگسبان بود و او حکام و نایبالحکومهها را تعیین میکرد ولی قشون در تحت امر او نبود بلکه آنها دستورات رئیس قشون را که موسوم به سپهبذ بود انجام میدادند. عدّه سپهبدها نیز چهار بود پس از این تشکیلات ولات فقط در آذربایجان و حدود هند باقی ماندند حکام ولایات را مرزبان مینامیدند اینها قبل از تشکیلات انوشیروان و حتی قبل از دوره ساسانیان رؤساء قشون جاهای سرحدی بودند و لیکن بعد حکام ولایات سرحدی و شهرها شدند غیر از مرزبانها در بعضی جاها حکامی بودند که در تاریخ موسومند به استندار اینها سابقاً مدیران املاک خالصه بودند و بعدها از اینها حکامی معین میشدند در اوائل و اواسط سلطنت ساسانیان سپهبدها بر حکومت کشوری تفوق نداشتند و لیکن از زمان انوشیروان تا انقراض ساسانیان تمام حکام کشوری و پاذگسبانان در تحت اوامر سپهبدها بودند چنانکه در فوق گفته شد به حکامی که از خانواده سلطنت بودند لقب شاهی داده میشد تا آنها در رتبه از پادشاهان دستنشانده عقب نمانده باشند و لیکن وقتی که در مرکز حاضر میشدند بامور دولتی دخالت نمیکردند برای اینکه ابهت آنها در انظار محفوظ بماند ادارات دولتی را دیوان مینامیدند و چنین بنظر میآید که دیوان اختراع دورۀ ساسانی نیست از زمان هخامنشیها و بعد از آن در ایران بوده و ساسانیان آن را
- ↑ این کلمه را بعضی [خربران] نوشتهاند.