پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۸۸۱

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

استقلال طلبی ایرانی زنده ماند چنانکه می‌بینیم در مدت بیش از یک قرن خلفای بنی امیه هرچند سالی متناوباً لشکرهای صد و دویست هزار نفری به ایران می‌فرستند و برای اطفاء شورشهای ایران با جدیت هرچه تمام‌تر می‌کوشند بدون اینکه موفق شوند بطور قطع باین شورشها خاتمه دهند این کشمکش ایرانی با خلفاء بالاخره به غلبه اولی تمام می‌شود بدین منوال که ایرانی‌ها خلافت بنی امیه را واژگون و بجای آن خلافتی تأسیس می‌کنند که از حیث تشکیلات و ترتیبات شبیه دولت ساسانی است و برای مدتهای طولانی نفوذ ایران را در دربار خلفای عباسی کاملاً تأمین می‌نماید. بعد می‌بینیم که مبارزه ایرانی با خلفا با وجود این تغییر مهم باز خاتمه نمی‌یابد و تمام علائم و آثار آشکار می‌دارد که ایرانی نمی‌خواهد دیگر سیادت سیاسی بغداد را تحمل کند در اثر این حسیات از قرن سوم و چهارم هجری در قطعات مختلف ایران دولتهائی بوجود می‌آیند که اسما خلافت بغداد را می‌شناسند ولی در معنی بخلفاء حکم می‌کنند (دیالمه و غیرها) بدین ترتیب استقلال سیاسی ایران که با انقراض دولت ساسانی زائل شده بود بتدریج برمی‌گردد تا اینکه دولت ملکشاه با صدارت خواجه نظام الملک ایرانی و تشکیلات پارسی از حیث بسط ایران باستانی را به خاطرها می‌آورد از قرن چهارم به بعد ایرانیها زندگانی سیاسی خود را از سرمی‌گیرند و لیکن با تغییراتی که از سلطۀ مسلمین بر ایران و دخول علوم یونانی به ایران از مجرای عرب و اقتباس ادبیات عربی حاصل گردیده بعبارة اخری عهد نوینی برای ایران شروع می‌شود که تا آمدن مغولها به ایران امتداد یافته این مملکت را در مراحل جدیدی داخل می‌کند این ایران با ایران قدیم تفاوتهائی دارد که باید در جای خود گفته شود زیرا وقایع ایران بعد از انقراض دولت ساسانی از حدود عهد قدیم خارج است.