داشت به دربار ایران پناهنده شده برای استرداد تاج و تخت از دست رفته از انوشیروان استمداد کرد توضیح آنکه در اوایل قرن ششم میلادی حبشیها که مسیحی بودند یمن را تصرف کردند و پادشاه حبشی ابرهه که فتوحاتی کرده بود سلطه خود را در اینجا محکم نمود و کلیساهائی در صنعا بنا کرد امپراطور روم از این اوضاع خوشنود و انوشیروان ناراضی شد این بود که از پناهنده شدن شاهزاده مزبور استفاده کرده و هریز[۱] نامی را با قشونی برای تصرف یمن فرستاد و این سردار از راه خلیج فارس تا یمن با بهرهمندی مسافرت کرده عدن را تصرف و حبشیها را از یمن اخراج و سلطنت خانواده حمیر را در یمن برقرار نمود (۵۷۶ میلادی) پادشاهان حمیر از این ببعد دستنشانده ایران گشتند و هریز و سپاهیان ایرانی در آنجا مانده با اهالی مخلوط شدند چنانکه اعراب دورۀ اسلامی آنها را ابناء میگفتند.
جنگ با ترکها[۲]
ترکها که آن طرف سیحون بودند بعد از اینکه قسمتی از مملکت هیاطله بتصرف آنها درآمد قوی شدند و دیزابول[۳] خاقان ترکها سفیری در ۵۶۷ به دربار ایران فرستاد که عهدنامه اتحادی فیمابین منعقد گردد. انوشیروان از این اقدام او سخت دلتنگ شد و چندی بعد سفیر ترک مرد (تصور میکنند که انوشیروان او را زهر داده) در اثر این قضیه خاقان ترکها غضبناک گردیده سفیری بروم فرستاد و سفیری نیز از روم نزد خاقان رفت (۵۶۹ میلادی) و ضمناً ترکها بنای تاختوتاز را در حدود ایران گذاردند و لیکن همینکه قشون ایران بطرف ترکستان رفت