ولایت چنانکه در فوق ذکر شد مرکب بود از قسمتهائی که امروزه معروف به ام رتی[۱] و مینگرلی[۲] و جزو گرجستان است[۳] بواسطۀ همجواری ایران و روم با این مملکت نفوذ هردو در اینجا کاملاً احساس میشد و روم در شهر پتراکه در کنار دریای سیاه واقع بود[۴] حاکمی معین کرده بود در این زمان حاکم آنجا تجارت را انحصاری کرد و پادشاه لازیکا که از این اقدام ناراضی بود بر ضد رومیها قیام و از ایران استمداد نمود انوشیروان این موقع را مغتنم شمرد که حدود ایران را به دریای سیاه برساند و در آنجا بحریه تأسیس و قسطنطنیه را در مواقع لزوم تهدید کند این بود که فوراً قشونی برداشته وارد لازیکا شد و شهر پترا را محاصره کرده گرفت این مملکت بتصرف ایران درآمد و لیکن رفتار ایرانیهای زردشتی با اهالی عیسوی ضدیتی ما بین آنها ایجاد کرد. انوشیروان برای اینکه بتواند این مملکت را حفظ کند وارد این نقشه شد که اهالی آن را به ایران برده بجای آنها ایرانی بنشاند و برای نیل باین مقصود قتل گوباز[۵] پادشاه مملکت را لازم دید ولی او بزودی از نقشۀ انوشیروان مطلع شده از روم استمداد کرد و ژوستینین قشونی بدینجا فرستاد که شهر پترا را محاصره کرد ولی قبل از اینکه سردار رومی عملیاتی کند سی هزار نفر به کمک ایرانیها رسید و رومیها مجبور شدند محاصره را ترک کرده بروند پس از آن چون مملکت لازیکا نمیتوانست آذوقه سی هزار نفر قشون ایران را بدهد پنجهزار نفر مانده باقی به ایران مراجعت کردند و این عده را متحدین رومی و اهالی لازیکا متفرق نمودند سال بعد باز جنگ ما بین دولتین
برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۸۴۰
ظاهر