خسرو اول انوشیروان عادل (خُسْراوْ اَنُوشَکْرَبان)
موافق روایات ایرانی غباد وقتی که فرار کرده نزد هیاطله رفت دختر دهقانی را در نیشابور گرفت و از او خسرو متولد شد غباد او را خیلی دوست میداشت زیرا تولد او با فوت بلاش و برطرف شدن جنگ خانگی تصادف کرده و او این تصادف را به فال نیک گرفته بود از طرف دیگر غباد پسران دیگری داشت که از خسرو به تخت سلطنت نزدیکتر بودند بنابراین در اواخر عمر خود بهطوریکه مورخین رومی نوشتهاند باین فکر افتاد که چنانکه امپراطور روم آرکادیوس پسر خود (تئودوس) را به یزدگرد اول سپرد او هم خسرو را به ژوستن امپراطور روم بسپارد تا بعد از فوت او با همراهی ژوستن بر تخت نشیند با این قصد اقدامی کرد ولی امپراطور مزبور قبول نکرد و جهت آن معلوم است اولاً قبول این مطلب ممکن بود برای او در ایران گرفتاریهائی تولید کند و دیگر اینکه ممکن بود در آتیه مواقع استفاده برای روم پیش آید و او با قبول کردن چنین امری مجبور شود که سیاست را فدای درست قولی خود نماید چنانکه یزدگرد در چنین موقعی واقع شد شاید علاوه بر جهات مذکوره استعداد و لیاقت خسرو را میدانست و صرفۀ او نبود که