پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۸۱۳

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

شاهنشاه است تئودوس[۱] دوم با سرپرستی یزدگرد بزرگ شد و بر تخت نشست و چنانکه نوشته‌اند مادامی‌که یزدگرد زنده بود هیچ‌گاه از فتوت و جوانمردی خود نسبت بروم نکاست و دولت روم شرقی قرین آرامش بود[۲]. حتی بعد از اینکه امپراطور سفارتی به دربار حامی خود فرستاده خواهش کرد که نسبت به مسیحیان مقیم ایران توجهی نشود یزدگرد سفیر مزبور را که از روحانیین بلندمرتبه و ماراثاس[۳] نام داشت خیلی گرم پذیرفت و رفتار خود را نسبت به مسیحیان معتدل نمود.

مقارن این زمان امپراطوری روم سخت گرفتار و در فشار مردمان قوی و تازه‌نفس شمالی بود این مردمان که از طوائف مختلفه بودند در اثر فشار هونها همواره به ممالک غربی و شرقی روم هجوم می‌آوردند چنانکه در سال ۴۱۰ میلادی شهر روم پایتخت دولت هزارساله روم غربی بدست آلاریک نامی افتاد. عقیده مورخین بر این است که در این زمان شامات و آسیای صغیر در مقابل ایران نمی‌توانستند مقاومت نمایند و یزدگرد بسهولت می‌توانست این دو مملکت وسیع و بقیه بین النهرین را ضمیمه ایران کند و لیکن صلح‌طلبی یزدگرد و دوستی که آرکادیوس امپراطور روم نسبت به او اظهار می‌کرد مانع از جنگ ایران با روم گردید.

یزدگرد در ابتداء نسبت به مسیحیها خیلی مساعد بود و حتی فرمانی راجع به آزادی مذهب آنها صادر کرد ولی در اواخر سلطنت خود از مساعدت با عیسویها برگشت چنانکه در جای خود بیاید.

شهر یزد را از بناهای او میدانند جهت فوت این شاه جزو اسرار است گویند از لگد اسب مرد و لیکن بعضی تصور می‌کنند که از سوء قصد فوت کرده (۴۲۰


  1. Theodos.
  2. M. Louis Dubeux. La Perse 1881. P. ۲۸۴.
  3. Marathas [eveque]