دوّم-شاپور اول (شاه پوهر)
شاپور در ۲۴۱ میلادی بعد از پدر به تخت نشست موافق روایات ایرانی دختر اردوان پنجم اشکانی زن اردشیر اول بود و چون در صدد برآمد که اردشیر-قاتل پدر خود را-زهر دهد گرفتار و حکم اعدام او صادر شد وزیر چون اطلاع یافت که محکومه حامل است او را در خفاء محفوظ داشت تا وضع حمل کرد بعد روزی که اردشیر از نداشتن اولاد شکوه میکرد وزیر سرّ را افشاء نمود و اردشیر بعد از آزمایش شاپور از داشتن چنین پسری خوشنود گردیده او را ولیعهد خود قرارداد در صحت این روایت اگر تردیدی باشد در هر حال جای تردید نیست که شاپور پسر اردشیر بوده در بدو سلطنت او ارمنستان و حرّان شوریدند شاپور شورش ارمنستان را بزودی برطرف کرد و لیکن تسخیر حرّان کار مشکلی بود زیرا چنانکه دیدیم تراژان و سپتیمسور بواسطۀ دیوارهای محکم آن عاجز شده و شهر را رها کرده رفتند در این احوال چنانکه نوشتهاند اتفاقی روی داد که کار شاپور را آسان کرد دختر پادشاه حرّان به شاپور پیغام داد که حاضر است شهر را تسلیم کند بشرط اینکه شاپور او را بزنی اختیار نماید شاپور این پیشنهاد را پذیرفت و دختر پادشاه حرّان به پدر خود خیانت کرده شهر را تسلیم نمود ولی بعد از تسخیر شهر بهطوریکه مورخین خارجه نوشتهاند دختر را بامر شاه بجلاد سپردند[۱] موافق شاهنامه این قضیه در زمان شاپور دوم روی داده پادشاه حرّان را فردوسی طایر عرب نامیده و پادشاه یمن دانسته و دختر او مالکه دختر نرسی شاه ایران است که
- ↑ نوشتهاند که گیسوان دختر را بدم اسب سرکش بسته اسب را رها کردند معلوم است که بدبخت چگونه زجرکش شده.