(در این باب پائینتر در جای خود صحبت خواهد شد)، ولی نباید تصوّر کرد، که آثار پارتی کاملاً در تحت تأثیر صنایع یونانی درآمده جنبۀ مشرق زمینی خود را از دست داده، زیرا، چنانکه در مسکوکات اشکانی یک طرف سکّه مشرق زمینی و طرف دیگر یونانی است، در آثار هم سلیقه مشرق زمینی با سلیقۀ یونانی توأم شده، مثلاً حجّاری دیوار برجسته در مواردی زیاد بیشتر شبیه حجّاریهای دورۀ پارسی است و دیگر در اشکال زن گردی صورت و وضع سر و چشم بزرگ و بازو حالت چشم حزنانگیز و غیره بهطوری است، که عادتاً در مشرق زمین دیده میشود.
نتیجۀ کلّی این است، که در آثار معماری و اشیاء مفرغی و تزیینات و غیره این دوگانگی در شیوه موجود است و دائماً دیده میشود، که بین این دوگانگی، یعنی شیوۀ مشرق زمینی و شیوۀ یونانی گاه جنگ است و گاهی اختلاط و امتزاج.
از آثار پارتی، که بشیوۀ پارسی نزدیک است در ایران دو حجّاری برجسته هست، که در بیستون در نزدیک آثار مشهور داریوش اوّل است: یکی چهار قسمت عالم را نشان میدهد، که مهرداد دوّم را تکریم میکنند[۱] و دیگری فتح گودرز دوّم را نسبت برقیبش مینماید و بالاتر ذکر شده. این دو آثار بقدری خراب شده، که باید بسیار دقیق بود، تا شیوه آن را یافت. در ایران از آثار پارتی معبد کنگاور، که به شیوه یونانی ساخته شده بود، خیلی مهم است، ولی هنوز مورد مطالعهای نزدیک نگشته.
برعکس آثار بین النهرین، که بمراتب بیشتر مورد مطالعه دقیق گردیده، مثلاً آثار بابل یونانی و آثار سلوکی در وارکای حالیّه (ارخ قدیم) و خرابههای الحضر و معابد آسور و حفریات جدیدی در تیسفون و اودیه دجله و فرات، که اطلاعات کاملتری بدست میدهد........
- ↑ عقیده استاد فردریک زارّه.