بطریها گمان میرود، از جنس کارهای شیشهگری قدیم بوده، شکل مخصوصی نداشته و تقریباً شبیه بهمان قسم معمول دورههای بابل و آسور ساخته شده بود.
اینها دارای همان رنگهای هفتگانه قوس قزحی، که در شیشههای منکشفه عهد سلطنت بابل و آسور دیده میشود، بودند و این در اثر ماندن زیر خاک بوده، که در جاهای دیگر تا این حدّ تغییر شکل نداده، لیکن در این مورد، بواسطۀ الوان طبیعی، ظرافت، زیبائی و درخشندگی اوّلی آن ده برابر شده است. زینتآلات شخصی عبارت بود از اسلحه، دستبندها، مهرهها، انگشترها و گوشوارهها، که از طلا و نقره و برنج و مس ساخته شده بود. طرح و شکل بعض زینتآلات کوچک طلائی از قبیل گوشوارهها و گردنبندها اعمّ از مهره یا لوحه از حیث ساختمان فوقالعاده قشنگ و ظریف بوده. انگشترها از حیث ساختمان قدری خشن است، ولی انگشترهای پا و آلات اسلحه و دستبندها اغلب ناهموار است و زشت و خشن ساخته شده. معروفست، که کلاههای نوکتیز بلند طلائی مختص به زنان گاهگاهی کشف شده، لیکن تا بحال هیچیک از موزههای اروپا موفق نشده آنها را بدست آورد، چه معروف میباشد، که آنها را کاشفین آب کردهاند. یراقها و نوارهای زرّین، که از کلاه آویخته میشود، زیادتر دیده شده، حتّی لفتوس برای العین مشاهده کرده است. رویهمرفته این زینتآلات از عشقی سرشار به خودنمائی و تظاهر و ثروتمندی فوقالعاده، حاکی است. امّا به هیچوجه وسعت ذوق و سلیقه و هوشمندی کامل از طرحریزی و فلزکاری پارتیها مشاهده نمیشود. چنین بنظر میرسد، که پارتیها از فنّ صنعت زیبا و ذوق زیباپسندی (صنایع مستظرفه) یعنی فنّی، که به هیچوجه متضمّن فکر نفع و فائدهای نباشد، ابداً بهرهای نداشتهاند. نیز بنظر میرسد، که پارتیها در مدّت پنج قرن حکمرانی و قدرت بیش از شش کتیبۀ حجّاریشده در کوهها از خود به یادگار نگذاردهاند و بطور تحقیق فقط یکی از حجّاریها را از خطوط منقور در آن میتوان قطعاً و جدّا بعهدۀ پارتیها مربوط دانست (حجّاری بیستون و کتیبه آن).