پارچههای ابریشمی ایران را محترمات رومی خیلی استعمال میکردند.
پلین گوید، که قالیچههای ایران از رنگهای مختلف به قیمتهای گزاف فروخته میشد و زینت قصور رومی بود. در میان مالالتجاره ایران، که بروم میرفته، اسم صمغ و کتیرا و جگن معطّر نیز برده شده (پلین، تاریخ طبیعی، کتاب ۱۱، بند ۲۳- کتاب ۸، بند ۴۸-کتاب ۱۲، بند ۹). نانی از روم به ایران وارد میشد، که رومیها آن را نان پارتی مینامیدند[۱] (پلین، تاریخ طبیعی، کتاب ۱۸، بند ۱۱). این نان خیلی سبک و متخلخل بود. در میان امتعۀ دیگر، که از روم به ایران وارد میشد، فلزّات و چیزهائی، که در کارخانجات رومی درست میکردند، زیاد بود.
در باب صنعت پارتی چیز کمی میتوان گفت و آنهم راجع به پارچههای ابریشمی و قالی و قالیچه است، که بالاتر ذکر شد.
از تجارت ایران با ممالک دیگر (غیر از روم) اطلاعاتی از دوره پارتی نیست و نمیدانیم چه به ایران وارد و چه از آن صادر میشده، فقط در نوشتههای چینی در یک مورد از روابطی، که با دولت اشکانی داشتهاند، ذکری شده و آنهم راجع بزمان مهرداد دوّم است. در این زمان (بین ۱۲۰ و ۸۸ ق. م) در دفعۀ اولی سفارتی به ایران آمده و نیز در ۹۷ م. کانیینگ[۲] نامی از طرف سردار معروف چینی (پانچااو) به ایران و روم فرستاده شده. این سفیر از شهر صد دروازه و همدان تا بابل رفته و میخواسته از خلیجفارس تا خلیج عقبه در دریای احمر از راه دریا برود، ولی بعد منصرف شده (گوتشمید، تاریخ ایران الخ، صفحه ۱۳۸-۱۴۸). چنین بنظر میآید، که دولت پارتی وقت نخواسته چینیها راههای دریائی را بدانند و بعد از چندی باز سفیری آمده و مینویسد (تاتسن) یعنی رومیها میخواهند از راه ایران با چین تجارت نمایند، ولی (آنسیه) یعنی پارتیها مانعاند و میخواهند، که تجارت ابریشم چین توسط آنها بشود. بعد دیده میشود، که بواسطۀ این ممانعت امپراطور روم مارک ارل آنتوان در ۱۶۶ م. مالالتّجارهای مثل استخوان فیل و لاکپشت