پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۷۱۰

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

و نیز خدایانی را، که اشکانیان می‌پرستیدند. این کارها را با یاقوت کبود آسمانی و سنگهای دیگر انجام داده بودند. در چنین اطاقی شاه برای محاکمه و حکم می‌نشست، چهار چرخ سحرانگیز زرّین، که در محور خود می‌چرخید، از سقف اطاق آویزان بود. این چرخها را زبان خدایان می‌دانستند و عقیده داشتند، که گردش روزگار را می‌نماید و بشاه می‌گوید: «اگر فراموش کنی، که بشری و بخواهی خودت را فوق آن بدانی، گرفتار غضب نی‌مه‌زیس[۱] خواهی شد». این چرخها را مغانی که در قصر بودند، به جایش می‌آویختند (این اطّلاعات از نوشته‌های فیلوستراتوس ۲موسوم به زندگانی«آپولّونیوس تیانا» اخذ شده، کتاب ۱، بند ۲۵. م.).

شخص شاه را مقدّس می‌دانستند و پس از مرگش با تعظیم و تکریم نامش را می‌بردند.

آتنه از قول پوسیدونیوس گوید (کتاب ۶، بند ۱۳)، که شاه اشکانی در موقع صرف غذا میزی جداگانه داشت، آن را بر جائی بلندتر از محلّ میز مدعوّین می‌گذاردند و کسی از دوستان شاه بر سر میز او نمی‌نشست. نزدیکان او خیلی پائین‌تر بر زمین می‌نشستند و از سفره شاه به آنها غذا می‌دادند. قراولان مخصوص، وزراء و آجودانها در اطراف شاه می‌ایستادند، در این انتظار، که بیک اشاره احکام شاه را مجری دارند. اشخاصی در تمام مملکت بودند، که آنها را چشمان یا گوشهای شاه می‌خواندند و اخباری را، که راجع بمنافع شاه یا سلامت او بود به او می‌رسانیدند (فیلوستراتوس، کتاب ۱، بند ۲۱-۲۸). شاه بر تختخواب زرّین می‌خوابید و احدی مجاز نبود بر بستری از زر بخوابد (یوسف فلاویوس، کتاب ۲۰، فصل ۳، بند ۳). یک نفر بیگانه نمی‌توانست شاه را ببیند و، اگر آمدن چنین کسی مقتضی می‌شد، صاحب‌منصبی مخصوص او را نزد شاه می‌برد. در این موقع می‌بایست آن‌کس هدیه‌ای بشاه تقدیم کند و در ازای آن شاه هم هدیه‌ای به او می‌داد.

در مواردی، که شاه می‌خواست عنایت مخصوص خود را بنماید، انتخاب هدیه


  1. Nimesis (ربة النوع مکافات به عقیده یونانیهای قدیم).