پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۷۰۰

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

آنها منوط بمیل شاه نبود (باید استنباط کرد، که شاهزادگان ذکور، همین‌که بحدّ رشد می‌رسیدند، از اعضای این مجلس بشمار می‌آمدند. م.)، دیگری از مردان پیر و مجرّب و روحانیّون بلندمرتبه قوم پارت.

سوّم مجلسی هم بود، که از هردو مجلس ترکیب می‌یافت، یعنی وقتی که هردو مجلس باهم منعقد می‌گردید آن را مغستان یا مجلس بزرگان می‌نامیدند (سترابون، کتاب ۱۱، فصل ۹، بند ۳، از قول پوسیدونیوس). در باب لفظ«مغستان» ما تصوّر می‌کنیم، که مصحّف مهستان است، زیرا این نام با معنای مجلس مزبور، که مجلس بزرگان باشد، بهتر موافقت دارد و اکنون هم بزرگ را مه گوئیم، ولی مغستان با معنای مزبور موافقت نمی‌کند، چه این مجلس تنها از مغ‌ها تشکیل نمی‌شد، تا آن را مغستان نامند.

تعیین شاه اشکانی انتخابی بود و می‌بایست هردو مجلس باهم انعقاد یافته شاه را انتخاب کنند، ولی این مجلس یعنی مجلس مهستان مقیّد بود، که شاه را از خانواده اشکانی برگزیند. ترتیب انتخاب شاهی، پس از فوت شاه عملاً چنین بود، که پسر رشد شاه متوفّی بتخت می‌نشست، مگر در دو مورد، یکی آنکه پسر شاه متوفّی بحدّ رشد نرسیده باشد و دیگر در موردی که لیاقت سلطنت را دارا نباشد. در این موارد مجلس مهستان برادر شاه را انتخاب می‌کرد و اگر او برادر نداشت، عموی شاه را.

در تاریخ پارت چند دفعه چنین پیش‌آمده، که برادر شاه به سلطنت انتخاب شده:

مهرداد اوّل-ارد اوّل-اردوان سوّم-گودرز-خسرو. امّا مورد انتخاب عموی شاه، مورد اردوان اوّل است، که بعد از فرهاد دوّم بتخت نشست. وقتی که سلطنت از شاخه‌ای از دودمان اشکانی خارج می‌شد، دیگر بآن برنمی‌گشت، مگر آنکه شاخه‌ای را، که ترجیح داده بودند، عقیم گردیده، یا کسی را، که لایق سلطنت باشد دارا نباشد. بعد از آنکه شاه را مجلس مهستان انتخاب می‌کرد، تاجگذاری او بعمل می‌آمد و تاج را می‌بایست شخصی، که رئیس خانواده سورن (یا چنانکه رومی‌ها نامند سورنا) بود بر سر شاه گذارد (تاسی‌توس، سالنامه‌ها، کتاب ۶، بند