خیلی مهم است و غالباً هم کاوشها در آنجا بعمل آمده. از کلیّۀ آثار شهر مزبور چیزی که فقط قسمتی از آن باقیمانده، مسجدی است، که در آنجا بنا شده بوده و متخصّصین در نتیجۀ مطالعات بسیار دقیق تاریخ آن را نسبت به نیمۀ اوّل قرن پانزدهم میلادی میدهند. در سال ۱۹۲۶، برای آنکه گنبد و محراب بکلّی از هم متلاشی نشود، حکومت ترکمنستان در آنجا مختصر تعمیراتی کرده. از طرف ادارۀ نشریات و مطبوعات ترکمنستان رسالۀ راجع به انائو و اشیاء زیرخاکی، که کشف گردیده، طبع و منتشر شده بود. اینک یک نسخۀ آن لفّا تقدیم میگردد».
تیسفون را یونانیها کتزیفون[۱] مینامیدند و نویسندگان ارمنستان نام آن را دیسپون نوشتهاند. بنابراین عقیدۀ نویسندگان قرون اسلامی، که پایتخت اشکانیان ری بوده، مدرکی ندارد، جز اینکه بگوئیم، که اشکانیان در نهضت خود بطرف مغرب، چندی هم در اینجا اقامت گزیدهاند، ولی پایتخت آنها را مورّخین غربی تقریباً همیشه تیسفون میدانند. بعدها چنانکه بیاید سلوکیّه، که در طرف راست دجله بود، با تیسفون در طرف چپ رود مزبور و یک محلّ دیگر اتصال یافت و بهمین جهت پایتخت دولت ساسانی را اعراب مداین نامیدند. بیتردید میتوان گفت، که شاهان اشکانی و دربارشان یکجا اقامت نداشتند و در عرض سال، از جائی به جائی حرکت میکردند، اما اینکه اینجاها کجا بوده و چه نام داشته، محقّقا معلوم نیست، ولی از نگارشات نویسندگان غربی چنین برمیآید، که تیسفون مقرّ حکمرانی و ادارات دولتی بوده زیرا پلین این شهر را سر مملکت میداند (تاریخ طبیعی، کتاب ۶، بند ۲۶). تاسیتوس مقرّ سلطنت (سالنامهها، کتاب ۶، بند ۲۶) و دیوکاسّیوس شهر سلطنت. سترابون گوید، که شاه زمستان را در اینجا با نشاطی، که از هوای عالی آن حاصل میشد، میگذرانید، (کتاب ۱۶، فصل ۱، بند ۱۶). پلین گوید، که پارتیها این شهر را ساختند، تا سلوکیّه را تنزّل دهند، ولی چون مقصودشان حاصل نشد، شهر دیگری را بنام ولوگزوثرتا[۲] (بپارسی کنونی