را در ۴۲۸ م. میداند (قطعهای از تاریخ اشکانیان، جلد ۲، صفحه ۲۹۰، طبع پاریس ۱۸۵۰)، ولی ساهاک، که از اعقاب گریگور و کشیش درجه اوّل ارامنه بود در ۴۴۱ م. درگذشت و پس از او، اشکانیانی در ارمنستان باقی ماندند، که از شاخه کامساراکان بودند. اینها را پادشاهان آرشارونی و شیراک میگفتند.
در باب اشکانیان در قرون بعد، اطّلاعات کم است. بعد از زوال دولت ارمنستان چند تن از اشکانیان بیونان رفته، در آنجا سکنی گزیدند. در میان اینها صاحبمنصبانی بودند، که در قشون بیلیزار سردار بیزانس، در افریقا با واندالها و گتها جنگیده شجاعتها نمودند. بعد نوشتهاند، که کنستانتن پورفی روژنت[۱] امپراطور بیزانس، که از ۹۱۲ تا ۹۵۹ م. سلطنت کرد، برحسب تحقیقات نسب خود را به اشکانیان میرسانید. ممکن است، که این خبر صحیح باشد، زیرا از اشکانیان ارمنستان، اشخاصی زیاد مهاجرت کرده در یونان اقامت گزیدند و دارای مشاغل مهمّ دولتی شدند. اشخاص مذکور از خانواده پاگرادونیها، مامیگونیان، آردزرونیان و کامساراکان بودند. در آن زمان، چنانکه میدانیم، دولت بیزانس نیروی سابق خود را نداشت و جنگیهای ارامنه کمکهای واقعی به یونانیها میکردند، چنانکه سپاه ارامنه مهمترین قوّه دولت بیزانس بود. بنابراین خبری را، که در باب نسب کنستانتن پورفی روژنت ذکر کردهاند، نمیتوان بیمبنا دانست. در باب این شخص نیز معلوم است، که آخرین کس از اعقاب ذکور او در ۱۰۲۸ م. درگذشت و از نتایج امپراطور مذکور، فقط دختری زا[۲] نام ماند و او زن کنستاننن مونوماک[۳] امپراطور بیزانس (۱۰۴۲-۱۰۵۴ م.) گردید.
بعد مقارن این زمان میبینیم، که در ارمنستان نهالهای جدید از شاخه اشکانیان ارمنستان پدید میآید و اینها را«بلهوونی» مینامند (امروز پهلوانی گوئیم.
بالاتر ذکر شده، که چگونه پرثو یعنی اسم پارت، در کتیبۀ بیستون داریوش اوّل