پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۶۶۲

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

بقدری، که لازم بوده در صفحه ۱۵۲۴ در جزء مذهب ایرانیان در دوره هخامنشی در این باب ذکری شده و مشروح‌تر در دوره ساسانی از آن صحبت خواهد شد.

چنین است اطلاعاتی، که مورّخین و نویسندگان ارمنستان می‌دهند. راجع باین نگارشات باید گفت، که بعد از نوشته‌های مورّخین و نویسندگان رومی چیزهای کمی بر اطّلاعات ما می‌افزاید، ولی روی‌هم‌رفته چند چیز را بهتر از گفته‌های مورّخین یونانی و رومی می‌نماید. اوّل آنکه اشکانیان ریشه‌ای بعمق در ارمنستان دوانیده بودند، مقامشان در آن صفحه محکم‌تر از مقام آنان در ایران بود و ارامنه این سلسله را پادشاهان ملّی خود می‌دانستند. برقرار شدن اشکانیان در ارمنستان از زمان مهرداد اوّل پارتی (۱۷۴-۱۳۶ ق. م) بود، که وال ارشک برادر خود را به پادشاهی آن مملکت منصوب داشت و این علقه ارامنه به اشکانیان، چنانکه بیاید، در دوره ساسانی هم تقریباً تا ۴۲۸-۴۳۰ م. باقی بود و در این مدّت ساسانیان هم پادشاهان ارمنستان را از سلسله اشکانی انتخاب می‌کردند. دوّم پارت را ارامنه غالباً پهل یا پهلو می‌گویند و پارت بالاخص یا صفحه‌ای را، که اشکانیان قبل از بزرگ شدن دولتشان، در آنجا حکمرانی داشتند، پهل شاهسدان (شاهستان).

کلیّة چنین بنظر می‌آید، که این صفحه بین کپت داغ کنونی و سرخس بوده.

از اینجا باید استنباط کرد، که لفظ پارت یا پارث اصطلاح یونانی و رومی است و خود پارتیها پارت بالاخص را پهل یا پهلو می‌نامیدند و، چنانکه بالاتر ذکر شد، این لفظ موافق اصطلاحی است، که داریوش اوّل در کتیبه بیستون و غیره ذکر کرده، منتها پرثو بمرور دهور به پهلو تبدیل یافته. سوّم، وقتی که نویسندگان ارمنستان می‌خواهند بگویند دولت پارت (یعنی دولتی، که شامل تمامی ایران است، نه تنها پارت بالاخص)، لفظ پارس را استعمال می‌کند مثلاً گویند فلان شاه اشکانی شاه پارس بود، به‌عبارت‌دیگر لفظ پارس مرادف لفظ ایران است. این از اثرات دولت هخامنشی است، که در قرون بعد باقی‌مانده. چهارم در یکجا پارتی را آیریک نوشته‌اند و آیریک بمعنی آریانی است. کاف علامت نسبت است