از فیرمیلین اسقف قیصریّه در کاپادوکیّه-بند ۷۶
این نویسنده گوید: پس از کشته شدن خسرو ولات ارمنستان در فریگیّه نظر بمنافع مشترکی، که داشتند، قشون یونانی را باتفاق به ارمنستان دعوت کردند، تا با پارسیها بجنگند و مملکت را حفظ کنند. در همین وقت آنها امپراطور والرین را از این اقدامشان آگاه داشتند، ولی او بموقع به ارمنستان برای حفظ آن نرسید، بعد بزودی درگذشت و امپراطوری به کلود[۱] و اورلین[۲] رسید و یکی پس از دیگری در ظرف چند ماه سلطنت کرد. سپس کوینتوس[۳]، تاسیت[۴] و فلورین[۵] به حکومت رسیدند. در خلال این احوال اردشیر مملکت ما را تصاحب کرد، یونانیها را شکست داد، اسرای زیاد برگرفت و قسمت بزرگ اهالی را معدوم ساخت.
پس از آن ولات با اشکانیان (ارشگونی) فرار کرده بیونان رفتند. یکی از اشکانیان آرتاوازت مانتاگونی[۶] تیرداد پسر خسرو را ربوده به دربار امپراطور برد. بر اثر این احوال تاسیت دید مجبور است بقصد اردشیر حرکت کند، از این جهت به پنت درآمد و برادرش فلورین را با قشونی به کیلیکیّه فرستاد. اردشیر به تاسیت رسید و او را شکست داد. بعد امپراطور را در جانیک، که در قسمت شرقی پنت در خالدی[۷] است، کسان خودش کشتند. برادرش فلورین را هم بهمین نحو ۸۸ روز بعد در تارس بقتل رسانیدند (تارس کرسی کیلیکیّه بود. م.).
بعد موسیخورن از قول همان نویسنده گوید (بند ۷۷): پروبوس[۸]، که بر یونانیها سلطنت میکرد، با اردشیر صلح کرد، مملکت ما را تقسیم و حدود آن را با خندقهائی معلوم داشت. اردشیر طبقه ساتراپها (ولات) را به اطاعت درآورد، مهاجرین را دعوت کرد برگردند و به استثنای یک والی، که نامش (ادا) و از خانواده آمادونی، داماد خانواده سلگونی و پدرخواندۀ خسرودخت دختر خسرو بود، سایر اقویا را مطیع خود ساخت. ادا در کوه آنی پنهان شد. اردشیر