پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۶۲۵

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

همّت نویسندگان رومی و یونانی است و نیز باید از یوسف فلاویوس مورّخ یهود ذکر خیر کنیم، زیرا او هم اطّلاعات گرانبهائی راجع به پارتیها می‌دهد، ولی جای حیرت است، که نویسندگان قرون اوّلی اسلامی بکتاب او هم دسترسی نداشته‌اند، شاید از آن جهت، که بزبان غیر عربی نوشته شده بود. در خاتمه یک نکته می‌ماند که لازم می‌دانیم، خاطر خواننده را بدان متوجه داریم. از نویسندگان قرون اوّلی اسلامی، اگر اطّلاعاتی، علاوه بر آنچه از مدارک غربی و تتبعات علمای فنّ در عهد جدید بدست آمده، حاصل نمی‌شود، در عوض یک چیز مخصوصا جالب توجه است، که نویسندگان مزبور اشکانیان را مردم غیر ایرانی نمی‌دانند و وقتی که از آنها و سلطنتشان حرف می‌زنند، مثل این است، که از ایرانی‌ها صحبت می‌دارند. فقط ابن اثیر گوید، که بعضی گفته‌اند، آنها غیر پارسی بوده‌اند و غیر پارسی هم دلالت بر غیر ایرانی نمی‌کند، زیرا در ایران اقوام زیادی از آریانها بودند و یکی از آنها قوم پارسی یا مادی بود، پس لفظ غیر پارسی دلالت بر غیر ایرانی ندارد. بنابراین، عقیده‌ای، که از ۴۰ سال به این طرف در ایران پیدا شد، راجع به اینکه پارتیها تورانی[۱] بوده‌اند، در ایران و آسیای غربی سابقه نداشته، مردمانی، که بعد از پارتیها آمده‌اند، چنین عقیده‌ای نداشته، اشکانیان را از نسل کیانیان (هخامنشی‌ها) می‌دانسته‌اند و تفاوتی بین آنها و شاهان قبل از آنها، از حیث نژاد قائل نبودند و الاّ، چنانکه از ملل رومی و عرب و ترک و تاتار و طخاری و سقلاب و غیره حرف می‌زنند، راجع باینها هم می‌گفتند، که از فلان ملّت یا قوم بودند و حال آنکه اشاره‌ای هم به چنین نظری نشده. پس ضدّیت پارسیها با اشکانیان نه از این جهت بوده، که پارتیها را غیر ایرانی می‌دانسته‌اند. این ضدّیت جهات دیگر داشته:

یکی میل پارسیها به ریاست در ایران، چنانکه در زمان هخامنشی‌ها برتری داشتند، دوّم تعصّب مذهبی مغ‌ها، که می‌خواستند مذهب زرتشت، مذهب رسمی ایرانیان گردد و از تساهل و تسامح اشکانیان، در امور مذهبی متنفّر بودند. بنابراین


  1. تورانی در اینجا بمعنی تورانی آلتائی، یعنی مغول، استعمال شده.