پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۵۹۰

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

نیست، آنها، چون به ثروت رسیدند، از جهت زندگانی با تجمّل و عیش و عشرت سست و ضعیف گردیده نتوانستند در مقابل مردمان تازه‌نفس پا فشارند، امّا اشکانیان و پارتیها تا دم آخر نیرومندند. جنگ اردوان پنجم با رومیها این نکته را ثابت می‌کند. در موقعی که پارت در حال نزع است پارتیهای اردوان پارتیهای زمان ارد اوّل و فرهاد چهارم را بخاطر می‌آورند. تفاوتی، که هست این است، که در آن زمان دولت اشکانی از پشت سرش مطمئنّ است و در این زمان باعلی درجه نگران و مشوّش. دولت پارت رو بزوال و سلسله اشکانی رو بانقراض می‌رود، ولی نه از جهت ضعف و سستی خود قوم، بل از این جهت، که نفاق درونی در دودمان اشکانی ارکان دولت را متزلزل ساخته و همه حسّ می‌کنند، که دولت پارت در حال احتضار است. شورش گرگان، که معلوم نیست به کجا کشید و ظنّ قوی این است، که دولت اشکانی از عهدۀ آن صفحه برنیامد، دیگران را هم بهوس استقلال‌طلبی انداخت و نفاق درونی در خانواده سلطنت باین هوا و هوس‌ها کمک‌های معنوی کرد، تا آنکه آن را از پای درآورد. بنابراین، چنانکه بالاتر گفته شد، بازمی‌گوئیم، که جهت اصلی زوال این دولت همانا آتش نفاق بود، که در خانوادۀ اشکانی افتاد. ممکن است تصوّر رود، که غلبۀ اردشیر بر اردوان از برتری سرباز پارسی بر سرباز پارتی بوده، ولی ما این نظر را نداریم: سرباز پارسی و پارتی در این زمان همانند، که در زمان مهرداد اوّل اشکانی بودند، مزایای پارسی‌ها از جای دیگر است: اردشیر قومی در پشت‌سر خود دارد، که با او متّحدند، اردوان بعکس گرفتار منازعات داخلی است و در همان زمان، که او با اردشیر می‌جنگد، دشمنانی زیاد بر ضدّ او می‌کوشند. بنابراین با جرئت می‌توان گفت، که، اگر در جنگ هرمزدکان فقط سردارها جایشان را به یکدیگر می‌دادند، پارتیها غالب می‌آمدند. شاید اردشیر از حیث صفات سرداری هم بر اردوان برتری داشته، ولی در اینکه مزایای او بیشتر از احوال روحیش بوده، تردیدی نیست. به هرحال این دولت نیرومند بزرگ، که نامش دولت پارت است، از صحنۀ ایران‌بانی بیرون