پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۵۶۸

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

مبحث ششم. اشک بیست و هشتم-بلاش پنجم و اشک بیست و نهم-اردوان پنجم

پس از اینکه بلاش چهارم درگذشت دو پسر او، بلاش و اردوان، مدّعی سلطنت شدند. از نوشته‌های نویسندگان رومی چنین بنظر می‌آید، که تاج‌وتخت لااقل از ۲۱۶ م. نصیب اردوان گردیده، زیرا مذاکرات کاراکالاّ امپراطور روم، چنانکه ذکرش پائین‌تر بیاید، موافق نوشته‌های هرودیان (کتاب ۴، بند ۱۸-۲۰) با اردوان بعمل آمده، ولی از مسکوکات اشکانی چنین برمی‌آید، که در مدّت ۱۸ سال، که از مرگ بلاش چهارم تا قیام پارسیها بر پارتیها گذشته، هر دو برادر سلطنت داشته‌اند (لیندزی، مسکوکات پارتی، صفحه ۱۱۳ و ۱۱۴).

چون نام بلاش و اردوان مشابهتی با یکدیگر ندارند، نمی‌توان گفت، که ذکر اسم اردوان بجای بلاش از راه التباس و اشتباه بوده، بخصوص، که واقعه زدوخوردهای رومیها با پارتیها در این زمان واقعه مهمّی بود و از طرف دیگر نمی‌توان صحّت مسکوکات را هم تردید کرد. بنابراین یگانه حدسی، که باید صائب باشد این است: از دو برادر مزبور اردوان در مغرب ایران سلطنت داشته، رومیها با او سروکار داشته‌اند و دیگری، یعنی بلاش در مشرق ایران. این است، که سکّه‌های او هم بدست آمده. این حدس موافق اوضاع و احوال پارت است، زیرا از مدّتها قبل از این زمان می‌بینیم، که مدّعیان سلطنت پس از مرگ تقریباً هر شاهی وجود دارند و منازعات داخلی ارکان این دولت را سست کرده آن را رو بانحطاط می‌برد. بنابراین در این وقت هم همین منازعه و مجادله پیش‌آمده و دولت پارت را بیش‌ازپیش ضعیف ساخته. نتیجه این جنگهای داخلی دو واقعه مهمّ است، که در زمان آخرین شاه اشکانی روی می‌دهد: ۱-حیله و تزویر کاراکالاّ نسبت به اردوان پنجم و جنگ پارت و روم. ۲-انقراض سلسلۀ اشکانی بدست