غارت کنند، زیرا این قسمتها به پارتیها تعلّق داشت، یعنی پارتیها این صفحات را از رومیها پس گرفته بودند. برای اینکه مانند زمان تراژان قشون رومی از بیآذوقگی دوچار سختی نشود سوروس امر کرد، در بین النهرین علیا کشتیهائی بسازند، تا قشون خود را از کنار چپ فرات ببابل ببرد و کشتیهائی هم آذوقۀ سپاهیان را حمل کند (دیوکاسّیوس، کتاب ۷۵، بند ۹). در این سفر جنگی او از نزدیکی تیسفون گذشت و دو شهر سلوکیّه و بابل را تسخیر کرد. ساخلوهای این شهرها، همینکه از آمدن رومیها آگاه شدند، قلاع را تخلیه کرده رفتند.
پس از آن سوروس درصدد برآمد، که به تیسفون حمله کند (گمان میکنند که از ترعهای، که فرات را با دجله اتّصال میداد، گذشته است. م.). بلاش در این وقت در نزدیکی تیسفون بود و میخواست آن را دفاع کند، ولی، وقتی که رومیها به دیوارهای تیسفون نزدیک گشتند، بلاش مقاومت نکرد. اگرچه سپارتیانوس گوید، که در دشتی با رومیها مصاف داد (سوروس، بند ۱۶). به هرحال پس از محاصرۀ شهر، رومیها به آسانی آن را گرفتند. جهت عدم مقاومت را بعضی از اینجا میدانند، که بلاش از طرفی انتظار آمدن رومیها را داشت، ولی آنها از طرف دیگر حمله کردند و حمله آنها برای پارتیها ناگهانی بود. به هرحال معلوم است، که تیسفون بقدر الحضر، که کیفیّات مقاومتش پائینتر بیاید، پا نفشرد، توضیح آنکه رومیها با یورش این شهر را گرفتند، بلاش با کمی از سواران خود فرار کرد و بدین نحو پایتخت اشکانی در دفعه دوّم بدست مردم خارجی افتاد. پس از آن رومیها در اینجا کارهائی کردند، که غالباً عادت آنها بود با مغلوبین بکنند (سختیها و شقاوتهای رومیها با مغلوبین معلوم است و بیجهت نیست، که، چون خواهند شقاوتهای آسوریها را توصیف کنند، گویند، که آنها رومیهای شرقی بودند. م.).
قشون روم کشتاری در شهر کرد، که عمومی بود. به سربازها اجازه داده شده بود، بهر نحو، که بخواهند، ابنیه دولتی و عمارات اشخاص متفرقه را غارت کنند. در این وقت نقود و ذخایر خزانه به تاراج رفت و رومیها اشیاء نفیسه و