معنی برمیآید، زیرا بر سکّهها لفظ«کلنیا[۱] » یا«متروپولیس[۲] » به خوبی خوانده میشود.
بعد سوروس از دجله گذشته به آدیابن حمله کرد و اگرچه مقاومتی شدید دید، با وجود این بهرهمند شد (دیوکاسّیوس، کتاب ۷۵، بند ۳) و پس از تسخیر آن لقب آرابیکوس[۳] و آدیابنیکوس[۴] یعنی لقب فاتح عرب و آدیابن اختیار کرد. در این موقع پارتیها حرکتی برای دفاع این ولایت نکردند، زیرا بلاش تصوّر میکرد، که رومیها به تیسفون حمله خواهند کرد و در نزدیکی آن اقامت گزیده بود، ولی سوروس، چون میدید، که مدّعی دیگر امپراطوری، یعنی کلودیوس آلبینوس[۵] در مغرب مهیّای جنگ است و ممکن است با سپاهش بایطالیا درآید، صلاح خود را در این میدانست، که در مملکت اجنبی خیلی پیش نرود.
پس از آن، او موافق این نظر مشرق را ترک کرده بروم برگشت، و حال آنکه هنوز موقع خود را در بین النهرین و در این طرف دجله محکم نکرده بود. بعد، همینکه خبر رفتن سوروس از مشرق انتشار یافت، جنگ با شدّتی هرچه تمامتر درگرفت.
توضیح آنکه بلاش به رومیها حمله کرده آدیابن را تسخیر کرد و پس از آن از دجله گذشته داخل بین النهرین شد و رومیها را از جلگهها براند، ولی نصیبین مقاومت کرد و پارتیها نتوانستند آن را بگیرند (دیوکاسّیوس، کتاب ۷۵، بند ۹).
سپارتیانوس گوید (شرح زندگانی سوروس، بند ۱۵)، که پارتیها پس از این بهرهمندی از فرات گذشته در جاهای حاصلخیز سوریّه بپراکندند و چون این خبر به سوروس رسید، او در ۱۹۷ م. مجبور گردید، دوباره بمشرق بیاید، تا از فتوحات سابق خود نتیجه بگیرد و بنماید، القابی، که اختیار کرده، بجا بوده. بعد از ورود به سوریّه او باین کار اکتفاء کرد، که پارتیها را از آن مملکت براند و تا آخر سال در سوریّه مانده به تدارکات پرداخت و پس از آن از فرات گذشته به بین النهرین درآمد.