زمام امور را بدست گرفته بودند، از جهت جاهطلبی و رسیدن بمقامات بالاتر صلاح خودشان را در خاتمه دادن به جنگ نمیدانستند، زیرا در این زمان بهرهمندی یک سردار رومی در جنگی باعث ترقّیات فوقالعاده او میگردید و حتّی او را بمقام امپراطوری میرسانید. بنابراین سرداران این جنگ هم میخواستند باین مقام برسند.
جنگ روم با پارت
از سه سرداری، که بالاتر نامیدیم، کاسّیوس از همه لایقتر و بیشتر جاهطلب بود (این شخصی بود، که از جهت جاه طلبی بعدها بر اورلیوس امپراطور یاغی شد و جانش را در این راه گذاشت. م.).
او، پس از اینکه پارتیها را از سوریّه بیرون کرد، از اورلیوس لقب سپهسالاری گرفت (دیوکاسّیوس کتاب ۷۱، بند ۳) و چون اختیارات تامه داشت این نقشه را کشید، که جنگ را به مملکت پارتیها برد و مانند تراژان، که در پنجاه سال قبل فتوحاتی کرده بود، نامی بلند کند. کیفیّات این جنگ درست معلوم نیست، ولی از اخباری، که نویسندگان رومی جسته و گریخته ذکر کردهاند، چنین برمیآید: از زگما، که در کنار فرات واقع بود، او باین طرف این رود، یعنی بین- النّهرین گذشته به نیکه فوریوم[۱]، که در نزدیکی التقای رود بلیک با فرات است، درآمد (قطعهای از سویداس، که از قول دیوکاسّیوس است) و از آنجا جریان رود را گرفته به سورا و بابل رفت (سورا را درست با محلّی مطابقت ندادهاند، شاید شهر قدیم بابل باشد، اما نیکه فوریوم را بیشتر با رقّه کنونی مطابقت میدهند. م.).
در سورا سردار روم جنگ کرده غالب آمد و بعد کاسّیوس شهر سلوکیّه را، که در این وقت چهارصد هزار نفر سکنه داشت، محاصره کرده و آن را گرفته بسوخت، تا اهالی را از جهت خیانتی تنبیه کرده باشد. این خیانت چه بوده؟معلوم نیست، چیزی، که مسلّم میباشد، این است، که به رومیها این کار برخورد، زیرا آنها
- ↑ Nicephorium.