که آن نه فقط پستی تراژان را نموده، بل میتوان گفت ظالمانه و خائنانه بوده.
با قدرتی، که تراژان داشت، چه چیز او را مجبور کرده بود، که شاهزاده اشکانی را بپذیرد یا او را امیدوار کند، که تاج ارمنستان را به او خواهد داد. از این مرحله هم اگر صرفنظر کنیم، وقتی که او شاهزاده را در اختیار خود داشت، چرا او را مطمئن ساخت، که مجاز است بهرجا، که خواهد برود. اگر او را خطرناک میدید، میتوانست مانند اسیری در اردوی خود نگاه دارد.
فرونتو، یکی از نویسندگان رومی، که ذکرش در صفحه قبل گذشت، در این باب قضاوتی کرده، که شایان ذکر است. او گوید[۱] : «درست قولی و شرافتمندی فدای انجام مقصود گردید و بر نام روم لکّهای گذاردند. اگر پارثامازیریس تقصیر داشت بهتر بود، بگذارند، فرار بکند، نه اینکه او را طوری تنبیه کنند، که این مجازات در انظار مردمان به بهای رسوائی تمام شود». اثری، که این رفتار تراژان در آن زمان کرد چنان بود، که بعضی خواستند برای تبرئه قیصر تقصیر را بر اکسدارس برادر پارثامازیریس وارد آرند، ولی تراژان برای تحمّل این اندازه پستی دیگر حاضر نشد و آشکارا اعلام کرد، که هرچه شده است، کردۀ خود او است و اکسدارس شرکتی در این کار نداشته (این خبر را، سویداس ۲از قول آرّیان ذکر کرده).
بعد از کشته شدن پارثامازیریس ارمنستان کاملاً مطیع گشت و خسرو حرکتی نکرد، تا انتقام برادرزادهاش را بکشد، یا در باب تصرّف ارمنستان، که موضوع آن همه جنگها بین پارتیها و رومیها بود، اعتراضی کند. رومیها در ابتداء تصوّر میکردند، که چون خسرو اکسدارس را از سلطنت ارمنستان خلع کرده پارثامازیریس را بجای او معیّن کرده بود، ممکن است، که اکسدارس از راه نارضامندی متحد رومیها گردد و قیصر او را به پادشاهی ارمنستان بشناسد، ولی تراژان بزودی نظر خود را در این باب آشکار کرد. او ارمنستان بزرگ و کوچک را یککاسه کرده آن را ایالتی از روم دانست، زیرا به عقیده او بدین نحو طرفداری ارامنه از سیاست پارت
- ↑ Princep. Hist. vol II p. ۳۴۹.