ماندند، زیرا نظر آنها با بودن تیرداد بر تخت ارمنستان کاملاً رعایت میشد و چیزی را، که میخواستند مییافتند. از طرف دیگر کربولو هم راضی بود، زیرا مذاکرات در خاک ارمنستان بعمل میآمد و او قوای دستنخوردهای داشت و حتّی ناحیهای را از ارمنستان اشغال کرده بود. بنابراین او باین عقیده بود، که صلح را با شمشیر به رومیها تحمیل نکردهاند، بل پس از مذاکرات از نظر انصاف پذیرفته شده است.
در نتیجه قرارداد، فوراً مراسم عملی شدن آن بعمل آمد، توضیح آنکه تیرداد علائم سلطنت را به پای مجسّمه نرون نهاد و کربولو از او قول گرفت، که بروم رفته تاج را از دست نرون دریافت کند و برای اطمینان اجرای این قول یکی از دخترانش را بسمت گروگان به کربولو بدهد. از طرف دیگر خودش هم قول داد، که تیرداد در مدّت مسافرت بروم و توقّف در آن شهر و مراجعت از روم به ایران مورد توقیر و احترامات زیاد و در کمال آسایش خواهد بود. بلاش از بابت این مسافرت نگرانی داشت، زیرا میترسید، که رفتار قیصر و رومیها با تیرداد طوری باشد، که به خانوادۀ اشکانی بر بخورد، ولی کربولو به او اطمینان داد، که چون نظر رومیها بر این است، که حقّشان در ارمنستان محفوظ بماند به ماهیّت مسئله اهمیّت میدهند، نه به اینکه مایل باشند خودنمائی کنند یا اقتدارشان را نشان دهند. بنابراین کاری نخواهند کرد، که به اشکانیان بربخورد (تاسیتوس، سالنامهها، کتاب ۲۵، بند ۲۷ و ۲۸ و ۲۹-۳۱). این قرارداد در تابستان سال ۶۳ م. انعقاد یافت.
رفتن تیرداد بروم
تیرداد در رفتن بروم بیش از دو سال تعلّل کرد، زیرا قرارداد، چنانکه بالاتر گفته شد، در تابستان سال ۶۳ م. بسته شد و تیرداد در بهار ۶۶ بروم وارد گردید (راولینسن، ششمین دولت مشرق، صفحه ۲۸۱-عالم مذکور به عقیده کلینتون ۱استناد کرده)، جهت تعلّل معلوم نیست، ولی چیزی که به حقیقت نزدیکتر بنظر میآید، این است، که تیرداد