پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۴۹۶

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

که تسخیر ارمنستان نتیجه حتمی آن بود، عازم جنگ شده‌اند. در این احوال پتوس نشان داد، که سرداری است ناقابل و دست و پای خود را گم کرد: اوّل تصمیم گرفت در جای خود بحال دفاع بماند. بعد دفاع را در خور نام خود ندیده، خواست باستقبال دشمن برود و بالاخره، پس از اینکه عدّه‌ای را از سپاهیان خود، که پیش فرستاده بود، فاقد شد، تصمیم کرد عقب نشسته در موقع سابق خود جا گیرد و در همان وقت سه هزار نفر از پیاده‌نظام انتخاب کرده به تنگ توروس فرستاد، تا راه بلاش را سدّ کنند. در این وقت پس از تردیدی زیاد لازم دید کربولو را هم از وضع خود آگاه گرداند، ولی از او استمداد نکرد. بنابراین، وقتی که پیغام پتوس به کربولو رسید، او از جایش حرکت نکرد، زیرا می‌خواست در انتظار موقعی باشد، که مانند ناجی به کمک پتوس برود.

چنین بود وضع پتوس، ولی بلاش بی‌اتلاف وقت پیش راند و قوّه‌ای را، که پتوس برای بستن راه او فرستاده بود، به آسانی شکست داده قسمت بزرگ آن را معدوم ساخت (تاسی‌توس، سالنامه‌ها، کتاب ۱۵، بند ۱۰). پس از آن پارتی‌ها قلعه آرسام‌ساتا[۱] را، که پناهگاه زن و اولاد پتوس بود، محاصره کردند. رومیها در این احوال می‌خواستند جنگ کنند، ولی جرئت نمی‌کردند از سنگرهایشان بیرون آیند و، چون به فرمانده خود از حیث لیاقتش اعتماد نداشتند، بزودی آشکارا گفتند، که باید قلعه را تسلیم کرد. در این وقت پتوس مجبور شد، پیغام جدیدی به کربولو فرستاده از او با التماس درخواست کند، که هرچه زودتر آمده باقیمانده قشون رومی را نجات دهد (سالنامه‌ها، کتاب ۱۵، بند ۱۱-۱۳). کربولو از راه کمّاژن حرکت کرد و طولی نمی‌کشید، که وارد می‌شد و آذوقه هم بقدری بود، که پتوس بتواند مقاومت کند، ولی در این احوال ترسی بر او و بر سربازان مستولی گشت و سردار رومی به پارتی‌ها پیشنهاد کرد، داخل مذاکره گردند. مذاکرات


  1. Arsamosata (اکنون معروف بشمشاط می‌باشد و این محل را با ساموسات یا سمی‌ساط نباید مخلوط کرد: اوّلی یکی از قلاع ارمنستان بود و از دوّمی به فاصله چهل میل است). ساموسات پایتخت کمّاژن بود.