(۱۴۲)- سکههای اشک بیست و دوّم (بلاش اوّل)
کرده نزد فرسمن برگشت و به او گفت، آنچه، که با حیله میتوان کرد، من کردهام، اکنون باقی کارها را باید با اسلحه انجام داد. در این احوال فرسمن بهانهای برای جنگ اختراع کرد. بهانه این بود، که وقتی که او با پادشاه آلبانیان (ارّانیان) در جنگ است و از رومیها کمک میطلبد، برادرش مهرداد موانعی برای بهرهمندی او میتراشد. بعد او قوّهای به پسرش داد و او ناگهان بر مهرداد تاخته او را از جلگهها راند و تا قلعه گرنهآس[۱] تعقیب کرد. این قلعه در موقع محکمی واقع بود و بعلاوه ساخلوی در تحت ریاست ثلیوسپولّیو[۲] و کاس- پریوس[۳] آن را دفاع میکرد. بعد تاسیتوس گوید: بربرها از فنّ محاصره قلعه و بکار انداختن ادوات قلعهگیری بهرهای ندارند و ما (یعنی رومیها) از این قسمت فنون نظامی بیش از هر قسمت دیگر آگاهیم. رادامیست چند دفعه بقلعه یورش برد و چون بهرهمند نگردید، محاصرۀ آن را شروع کرد. بعد چون نمیخواست با جنگ آن را بگیرد، درصدد برآمد، که پولّیو را بخرد. کاسپریوس این رفتار پولّیو را بر ضدّ شرافت رومیها دانست و بالاخره قرار دادند، که کاسپریوس نزد