که به تپّه یورش برده آن را بگیرند، ولی پس از اینکه این کار شروع شد، به قوّه حاضر جنگ رومیها برخوردند و آنها در شیبتپه به نوبت خود حملۀ سختی به پارتیها کردند و چون رومیها از بالا به زیر حمله میکردند، پارتیها در شیبتپه موقعی بد داشتند.
بعد، جدال در جلگه امتداد یافت و سوارهنظام سنگیناسلحه پارتی مقاومت سختی کرد، ولی فلاخنداران رومی تلفات زیاد به پارتیها وارد کردند. با وجود این قشون پارتی ایستاده بود، ولی در این وقت پاکر در میان گیرودار جنگ کشته شد و چنانکه عادت لشکر ایران بود، بعد از کشته شدن او، جنگیهای نزدیک متزلزل گشته رو بفرار گذاشتند و بعد این فرار به سایر قسمتها سرایت کرده عمومی شد و در نتیجه پارتیها این جدال را باختند (دیوکاسّیوس، کتاب ۴۹، بند ۲۰). در این حال پارتیها بدو قسمت شدند: قسمتی بطرف پلی، که با کرجیها بر فرات زده بودند، رفت، تا باین طرف بگذرد، ولی این قسمت را رومیها نابود کردند.
قسمت دیگر بطرف کمّاژن رفته به آنتیوخوس پادشاه این صفحه پناه برد و او حاضر نشد آنها را به رومیها تسلیم کند. پلوتارک گوید (کتاب آنتونیوس، بند ۳۵) ونتیدیوس، چون میدید، که آنتونیوس به پیشرفتهای سردارانش رشک میبرد و میخواهد بهرهمندی رومیها باسم او تمام شود به آنتیوخوس گفت، با خود آنتونیوس داخل مذاکره گردد.
در ابتداء آنتونیوس راضی نشد باین شرایط معاهده بسته شود، ولی بعد، که محاصرۀ ساموسات[۱] پایتخت کمّاژن بطول انجامید و سکنۀ آن برای مقاومت و دفاع سخت حاضر شدند، آنتونیوس از اینکه شرایط اوّلی را نپذیرفته، نادم و خجل گردید و با کمال شعف به گرفتن سیصد تالان قناعت ورزید.
بعد مورّخ مذکور گوید، که ونتیدیوس تا زمان ما یگانه سردار رومی بود، که نسبت به پارتیها فاتح گردید (همان کتاب، بند ۳۵). این عبارت میرساند، که سرداران دیگر روم چه قبل و چه بعد از این جنگ تا قرن دوّم میلادی شکست
- ↑ Samosate.