میکند: او جاهطلب نبود و میخواست به افتخاری، که در جنگ حرّان یافته بود، قناعت ورزیده گرفتاریهای جدید برای خود تدارک نکند. باید گفت، که او حق داشته چنین باشد، زیرا کار دیگر، یعنی راندن روم از آسیا قائد یا مدیری غیر از ارد لازم داشت و این شاه برای چنین کاری ساخته نشده بود. دیگر اینکه دولت پارت اگر هم آسیای صغیر و سوریّه را تسخیر میکرد، نمیتوانست این دو مملکت را از حملات رومیها حفظ کند، زیرا روم بر دریاها مسلّط بود و دولت پارت دولت دریائی نبود..
روابط ارد با روم
در این وقت، چنانکه از تاریخ روم معلوم است، جنگ داخلی در دولت روم بین پومپه و سزار شروع گردیده بود و ارد میتوانست در این موقع استفادههای بزرگ از اوضاع روم کند، ولی او، چنانکه گفته شد، نمیخواست داخل نقشههای بزرگ گردد. این هم معلوم است، که او از گرفتاری روم به جنگ داخلی خوشنود بود، زیرا، وقتی که پومپه کمک ارد را بر ضدّ رقیب خود سزار طلبید (دیوکاسّیوس، کتاب ۴۱، بند ۵۵) شاه اشکانی جواب داد، که حاضر است با پومپه عقد اتّحادی ببندد، بشرط اینکه او سوریّه را به دولت پارت واگذارد، و الاّ برای کمکی حاضر نخواهد شد. پومپه این شرط را قبول نکرد. با وجود اینکه مذاکرات نتیجهای نداد و سفیر پومپه هیرّوس[۱] توقیف گردید، باز پس از چند ماه، وقتی که جدال فارسال[۲] بین پومپه و سزار بشکست اوّلی خاتمه یافت (۴۸ ق. م) و مغلوب خواست در مقابل دشمن بزرگ خود پناهگاهی بیابد، در این صدد برآمد، که خود را به حمایت ارد بسپارد.
شاید امیدوار بود، که در این صورت قشون پارتی به کمک او درآید، ولی دوستان پومپه این نظر او را صلاح ندانسته گفتند، خطر این کار برای خود پومپه و زنش کرنلیا[۳] موافق عقل نیست و پومپه از این قصد خود منصرف شد. این نصیحت دوستان پومپه برای ارد هم نافع بود، زیرا اگر پومپه به دربار ایران پناه میآورد، یقین است،