دارای دیسیپلین سخت است، در صلاح خود نمیدیدند، که جنگ را با حمله و جدال تنبهتن شروع کنند. بنابراین در ابتداء جنگ سوارهنظام سبکاسلحۀ خود را بکار انداخته بقدری جدال را امتداد میدادند، که دشمن خسته میشد و نمیدانست، چگونه حریف را به جنگ تنبهتن مجبور دارد. بعد، پس از اینکه این حال برای دشمن افسرده و فرسوده روی میداد، آنگاه سوارهنظام سنگین اسلحه حمله خود را شروع میکرد و تلفاتی زیاد وارد آورده غالب میآمد.
پلوتارک گوید، که روز اوّل جنگ پارتیها پانصد نفر اسیر رومی گرفتند، ولی دیوکاسّیوس گوید، که روز اوّل اسیری نگرفتند (کتاب ۴۰، بند ۲۴).
پادشاه اسران، که در قشون رومی بود، تا پس از مرگ پسر کراسّوس با رومیها بماند و بعد، وقتی که پارتیها از جبهه به رومیها حمله کردند، او از پس بر آنها حمله کرد (دیوکاسّیوس، کتاب ۴۰، بند ۲۳).
ژوستن در تمجید پارتیها گوید (کتاب ۴۱، بند ۱): «باید با حیرت به شجاعت پارتیها نگریست، این شجاعت آنها را بقدری بلند کرد، که مردمانی، که آقای آنها بودند، تابع آنها شدند، حتّی روم در زمان اعلی درجه اقتدارش سه دفعه با بهترین سردارانش به آنها حمله کرد و در نتیجه دانست، که از تمام ملل و مردمان اینها یگانه مردمی هستند، که نه فقط با رومیها برابرند، بل فاتح آنهایند. باید این را هم گفت، که برای پارتیها حمله رومیها را دفع کردن آنقدر باعث افتخار نبود، که در میان مردمانی مانند آسوریها، مادیها و پارسیها، یعنی مردمانی، که دارای آن همه نام بودند، بلند گشتند و هزار شهر دولت باختر را تسخیر کردند، و حال آنکه سکاهائی، که همسایگان پارتیها بودند آن همه فشارهای سخت به آنها میدادند و آن همه جنگهای پیدرپی میکردند» (مقصود ژوستن این است، که پارتیها در دو جبهه با مردمان قوی جنگ میکردند و با وجود این فاتح بیرون میآمدند. در جبهه غربی با رومیها و در جبهه شمال شرقی با سکاها و مردمان دیگر، که به ایران فشار میآوردند).