چون سرداران رومی عادت داشتند، جشن فتح خودشان را در روم بگیرند و بعد از غلبه بر بعض پادشاهان آسیای صغیر و ممالک دیگر، این پادشاهان را مجبور میکردند، با حال فلاکتبار شخصی مغلوب و ذلیل در این جشنها شرکت کنند، سورنا خواست همین رفتار را دربارۀ شبیه[۱] کراسّوس مجری دارد و چون چنین جشنی در میان پارتیها معمول نبود، در این مورد سورنا بطور مضحک تقلید رومیها را درآورد (برای فهمیدن معنی این رفتار باید در نظر داشت، که اهالی سلوکیّه یونانی بودند و معلوم است، که رومیها را بر اهالی مشرق زمین ترجیح میدادند. م.). بعد پلوتارک گوید: سورنا از میان اسراء شخصی را کایوس پاکسیانوس[۲] نام، که کاملاً به کراسّوس شبیه بود، برگزید، باین شخص لباس پارتی پوشید و به او آموختند، که هر زمان او را کراسّوس نامند یا امپراطور خطاب کنند، جواب بدهد. ترتیب حرکت چنین بود: او بر اسبی نشسته بود و چند نفر شیپورچی و فرّاش، که بر شترها سوار بودند، دستهای از چوب و تبری بدست داشتند (تقلید لیکتورهای رومی) از این چوبها همبانهائی آویخته بود و بر تبرها سرهای رومیهائی، که تازه کشته شده بودند، نصب شده بود. از عقب پاکسیانوس دستهای از زنان بدعمل سلوکیّه، که تماماً سازنده و خواننده بودند، میآمدند و آوازهائی میخواندند، که تماماً توهین و استهزاء کراسّوس بود و دلالت بر بیحمیّتی و لهو و لعب او میکرد.
این نمایش سخرهآمیز را برای مردم عوام ترتیب داده بودند، ولی سورنا برای خواصّ چنین کرد: او سنای سلوکیّه را منعقد داشته امر کرد کتاب هزلیّات آریستید[۳] را، که میلزیاک[۴] نام داشت، بیاورند، این کتاب را در ارّابه روستیوس[۵] یافته بودند و سورنا میخواست، به اعضای سنای سلوکیّه نشان دهد، که رومیها تا چه اندازه از حیث اخلاق مردمانی پستاند، که حتّی در وقت جنگ، از خواندن هزلیّات و از اشتغال به کارهای شنیع، خودداری ندارند. سنای سلوکیّه در این مورد