گابینیوس مأیوس شد، بطرف بابل رفت و پس از شکست به خود ارد پناه برد، ولی او بقول ژوستن (کتاب ۴۲، بند ۴) منافع وطن را بر قرابت نزدیک ترجیح داده برادر را، از اینکه به رومیها ملتجی شده بود، خائن خواند و بعد حکم قتل او را داد. پس از آن سلطنت ارد بر تمامی ایران مسلم گردید (۵۶-۵۵ ق. م)
بنا بر آنچه ذکر شد، سلطنت مهرداد سوّم از ۶۰ تا ۵۶ یا ۵۵ ق. م بوده.
او یکی از شاهان بد ایران است. در ابتداء مرتکب بزرگترین جنایت شده پدر را کشت. بعد بجان مردم افتاده باعث جنگهای درونی گردید و بالاخره حیثیّت خود را از دست داده برخلاف رویۀ نیاگان خود، که هیچگاه در مقابل سلوکیها و رومیها فروتنی نشان نداده بودند، به رومیها پناه برد، تا به نیروی آنها بر تخت نشیند و معلوم است، که اگر بهرهمند میگردید، دولت پارت مانند آن همه دول دیگر آسیای صغیر تابع رومیها میشد. ممکن است بر له او گفته شود، که کردون را به ایران برگردانید، ولی این کار خوب طرف مقایسه با کارهای بد او نیست: نداشتن کردون برای ایران بمراتب بهتر از جنگ خانگی بود، که او ایجاد کرد و نزدیک بود، مملکت را تابع روم گرداند.
کلّیة باید گفت، که بهقدری که وقایع دولت پارت در تاریخ ضبط شده، این اوّلدفعهایست، که در خانواده اشکانی نزاع و جنگ بین دو برادر رویداده. تا این زمان اعضای خانواده اشکانی متّحد و متّفق بودند و حتّی، چنانکه گذشت، شاهی از نظر منافع و مصالح عمومی برادرش را بر پسرش ترجیح میداد (فرهاد اوّل، که مهرداد اوّل را جانشین خود قرار داد). جهت باید از اینجا باشد: در ابتدای دولت پارت اشکانیان حس میکردند، که دولت جوانشان هنوز ریشه ندوانیده و مراقبتی بسیار لازم دارد، ولی از زمان مهرداد اوّل و دوّم ببعد، که دولت پارت دولتی بزرگ شد و حکومت و اقتدار اشکانیان محکم گردید، آنها نگرانیهای سابق را فراموش کرده از این زمان بجان یکدیگر افتادند. پائینتر خواهیم دید،