۴۲، بند ۴). در اینجا باید گفت، که چون مهرداد دوّم و سوّم هر دو لشکر به ارمن کشیدهاند، ژوستن این دو مهرداد را با یکدیگر مخلوط کرده. بعضی تیگران جوان را محرّک مهرداد سوّم در لشکرکشی او به ارمن میدانند و گویند، که او از روم فرار کرده خود را به ایران رسانید و مهرداد سوّم را اغواء کرد، قشونی به او بدهد، تا به ارمنستان حمله کند. بعد بدین ترتیب این جنگ درگرفت. نتیجۀ جنگ چنین بود، که مهرداد سوّم کردون را پس گرفت. اما در غیاب مهرداد برادر او ارد با رجال دولت ساخته خود را شاه ایران خواند و چون این خبر در ارمن به مهرداد رسید، شتابان عازم ایران گردید و ارد، همینکه شنید، برادرش با لشکری درمیرسد، فرار کرد و مهرداد سوّم از همراهان او هرکس را یافت از دم شمشیر گذرانید.
از روایت پلوتارک (کتاب کراسّوس، بند ۲۱) چنین استنباط میشود، که مهرداد ارد را تبعید کرد. آپپیان نیز این خبر را تأیید کرده (کتاب پارت، صفحه ۱۴۱، آ).
بعد مهرداد بقدری در سختی و سفّاکی افراط کرد، که بزرگان مملکت بر او شوریده بحکم مجلس مهستان بیرونش کردند، ارد را طلبیده بر تخت نشاندند (ژوستن، کتاب ۴۲، بند ۴) و برای اینکه مهرداد با رومیها همدست نشود، قرار دادند، حکمرانی دو مملکت، یعنی ماد بزرگ و نیز کلدۀ قدیم (عراق عرب قرون بعد) با او باشد. این اقدام مهرداد را راضی نکرد و او بنای تعرّض را به برادر گذارد، تا اینکه بالاخره ارد او را شکست داد. دیوکاسّیوس گوید، که ارد از او ظنین گردیده از حکمرانی خلعش کرد (کتاب ۳۹، بند ۵۶). به هرحال مهرداد فرار کرده نزد گابینیوس سردار رومی، که در سوریّه بود، رفت (۵۵ ق. م).
سردار مزبور در ابتداء میخواست به مهرداد کمک کند، ولی در این اوان بطلمیوس سیزدهم آولت[۱] پادشاه مصر را (۸۰-۵۱ ق. م) تبعهاش از مصر بیرون کرده بودند
- ↑ ؟؟؟